حکمرانی سازمانی از منظر کلریویت

نویسندگان

1 استادیار، گروه علم اطلاعات و دانش‏شناسی، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دکتری، گروه علم اطلاعات و دانش‏شناسی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22091/stim.2024.10093.2037
چکیده

هدف: حکمرانی سازمانی به معنای ساختار، فرآیندها و روش‌هایی است که یک سازمان به منظور ارتباط، هدایت، سازماندهی و کنترل فعالیت‌هایش به‌کار می‌گیرد. حکمرانی سازمانی ابزاری برای ترکیب و به اشتراک‏گذاری دانش در سازمان و میان افراد آن است که می‏تواند به ایجاد کانال‌ها و پلتفرم‏های مناسب برای انتشار دانش در سازمان، تسهیل همکاری و تعامل بین اعضای سازمان برای اشتراک‏گذاری دانش، توانمندسازی افراد برای ایجاد، دستیابی و اشتراک‏گذاری دانش، استفاده از فناوری‏های مناسب برای ذخیره‏سازی، انتقال و اشتراک دانش، نظارت و ارزیابی مستمر بر فرآیندهای مدیریت دانش و حکمرانی سازمانی و ایجاد فرهنگ سازمانی مبتنی بر اعتماد و اشتراک دانش که در آن افراد تمایل به اشتراک‏گذاری دانش داشته باشند کمک کند. به عبارت دیگر، حکمرانی سازمانی برای تعالی سازمان در سطوح مختلف مهم است و می‏تواند به افزایش بهره‌وری، کارایی و اثربخشی از طریق سازماندهی بهتر، ارتباطات صحیح‌تر و مدیریت ریسک بهتر و دسترسی بهتر به منابع انسانی و مالی از طریق اعمال روش‌های صحیح حکمرانی کمک کند. حکمرانی صحیح سازمانی نیازمند سیاستگذاری درست در این زمینه است که تحلیل روند پژوهش‏های انجام شده در این حوزه می‏تواند به پیشرفت در آن منجر شود. بنابراین، هدف این پژوهش تحلیل روند منابع علمی منتشر شده حکمرانی سازمانی در پایگاه استنادی کلریویت است.روش‏: این پژوهش از نوع کاربردی بوده که با روش توصیفی و رویکرد علم‏سنجی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل 249 برونداد علمی منتشر شده حوزه حکمرانی سازمانی بین سال‏های 1981-2021 در پایگاه کلریویت است. برای بررسی و مقایسه میزان انتشار و استناد بروندادهای علمی با شاخص‏های حکمرانی (مسئولیت‏پذیری، ثبات سیاسی، اثربخشی، کیفیت نظارتی، قانون‌گرایی و کنترل فساد) از سایت شاخص‏های حکمرانی جهانی استفاده شده است. ابزار تجزیه و تحلیل داده‏ها با نرم‏افزار VOSviwer و اکسل انجام شده است.یافته‏ها: یافته‏های پژوهش نشان داد که روند بروندادهای علمی در حوزه حکمرانی سازمانی از سال‏ 1981-2021 صعودی است و موضوع حکمرانی در حوزه‏های اقتصادی، مدیریت عمومی و دولتی بیشتر مطرح شده است. همچنین نویسندگانی مانند فیلاتوتِو، لییبلین و جکسون بیشترین استناد را در میان منتشرکنندگان بروندادهای علمی داشته‏اند و کشورهای آمریکا، انگلیس، کانادا، آلمان، هلند و چین؛ و دانشگاه‏های استنفورد، ایلینویز، آریزونا، جورجیا، کپنهاگِن و هاروارد به ترتیب بیشترین بروندادهای حکمرانی سازمانی را منتشر کرده‏اند. اما به لحاظ شاخص‏های حکمرانی کشورهای هلند، کانادا، آلمان، انگلیس، تایوان، فرانسه، آمریکا، اسپانیا، ایتالیا و چین به ترتیب بهترین عملکرد را داشته‏اند. علاوه‏بر این یافته‏ها نشان داد که هم‏نویسندگی، هم‏استنادی و همکاری علمی پژوهشگران، سازمان‏ها، کشورها و منابع علمی اینحوزه کمتر و پراکنده است و کشورهای آمریکا، انگلیس، مالزی و برزیل تعاملات و همکاری‏های علمی بیشتری نسبتبه پژوهشگران کشورهای دیگر داشته‏اند و موضوعاتی مانند حکمرانی، مدیریت، نوآوری، سیستم‏ها، عملکرد سازمان‏ها و شرکت‏ها، اعتماد، شبکه‏ها، تکنولوژی اطلاعات و همکاری در زمینه حکمرانی سازمانی مهم هستند. در نتیجه می‏توان گفت که نوآوری و فناوری، نقش مهمی در تحقق حکمرانی به ویژه حکمرانی الکترونیک مؤثر در سازمان‏ها دارند و می‏توانند به ارتقای شفافیت و اطلاع‏رسانی از طریق سیستم‏های سازمانی منجر شوند و اطلاعات را در سراسر سازمان دسترس‏پذیر کنند. همچنین به بهبود عملکرد فرایندهای مدیریتی، مانند گزارش‏دهی و کنترل کمک کنند و مسیرهای جدیدی برای ارتباط و همکاری بین اعضای یک سازمان فراهم آورده و به تسریع و تسهیل فرایندهای حکمرانی، افزایش بهره‏وری، کارایی و اثربخشی منجر شوند. یافته‏های دیگر نشان داد که بین تعداد مدارک و شاخص‏های حکمرانی رابطه منفی وجود دارد؛ به این معنا که با افزایش و کاهش انتشار بروندادهای علمی شاخص‏های حکمرانی نیز کاهش و افزایش داشته‏اند. ولی بین استناد و شاخص‏های حکمرانی کشورها همبستگی و رابطه قوی مثبتی وجود دارد. بنابراین، می‏توان گفت که میزان تولیدات علمی و استناد به آنها بر روی شاخص‏های حکمرانی اثرگذار هستند و برعکس عملکرد بهتر کشورها در شاخص‏های حکمرانی برای افزایش انتشار و استناد به بروندادهای علمی مؤثر است.نتیجه‏گیری: نتایج نشان داد که تحلیل بروندادهای علمی حکمرانی سازمانی می‏تواند به سیاستگذاری‏های درست علمی، کشف حوزه‏های موضوعی جدید و شکاف‏های علمی، شناسایی مسیرهای پژوهشی، کسب و خلق دانش جدید، انجام پژوهش‏های جدید، پیش‏بینی تحولات علمی آینده، شناسایی کنشگران علمی فعال و برجسته، ایجاد ارتباطات و همکاری‏های علمی بیشتر میان کنشگران علمی در حوزه‏های مختلف و توسعه علمی در زمینه حکمرانی سازمانی کمک کند.