نقشه راه خطمشیگذاری دولتی برای تولید دانشبنیان و اشتغالآفرین براساس منویات مقام معظّم رهبری: رهیافتی آمیخته
نویسندگان
1 استادیار، گروه مدیریت، واحد گرمی، دانشگاه آزاد اسلامی، گرمی، ایران
doi
10.22091/stim.2023.9601.1972چکیده
هدف: یکی از مسائل بسیار مهم در حوزه اقتصادی، توجه به شرکتهای دانشبنیان یا شرکتهای متمرکز بر دانش است که در راستای توسعه اقتصاد دانشمحور و تحقق اهداف کشور در حوزههای مختلف ایجاد میشوند. بنگاههایی که میتوانند با بهره گرفتن از دانش و فناوری در حوزه تقویت قدرت اقتصادی و گسترش حوزه تجاری، توسعه پایدار ایجاد کرده و مزیت رقابتی برای کشور بدنبال داشته باشند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر طراحی نقشه راهی برای خطمشیگذاری دولتی برای تولید دانشبنیان و اشتغالآفرین براساس منویات مقام معظّم رهبری با دو رویکرد کیفی و کمّی است. روش: این تحقیق از لحاظ هدف، اکتشافی و از لحاظ نوع، توصیفی است که به روش میدانی اجرا گردید. جامعه آماری در مرحله کیفی که از روش دادهبنیاد استفاده شده است، 30 نفر از خبرگان و اساتید دانشگاههای استان اردبیل بودند که به روش هدفمند (نمونهگیری نظری)، با روش ارجاع زنجیرهای (روش گلوله برفی) انتخاب شدند و بعد از اشباع نظری در مصاحبه، فرآیند کدگذاری انجام گرفت. در بخش کمّی نیز، کلیه کارکنان شرکتهای دانشبنیان و پارک علم و فناوری استان اردبیل بودند که مطابق جدول مورگان تعداد 155 نفر به عنوان نمونه آماری بدست آمد و براساس روش نمونهگیری تصادفی طبقهای مورد مطالعه قرار گرفتند. همچنین گردآوری اطّلاعات این پژوهش در مرحله اول، از طریق مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته انجام شده است. ابزار جمعآوری اطّلاعات در مرحله دوم پرسشنامه محقّقساخته (بازطراحی شده) با پاسخ بسته (طیف لیکرت) بود که براساس شاخصهای نقشه راه خطمشیگذاری دولتی برای تولید دانشبنیان و اشتغالآفرین، مستخرج از مرحله اول تنظیم شده است. برای تجزیه و تحلیل سوالات در مرحله اول، کدهای ساختاری با روش دادهبنیاد و به سه روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی جمعآوری شده و بوسیله نرمافزار MaxQDA مورد بررسی قرار گرفتند و در مرحله دوم نیز برای بررسی برازشِ مدلِ به دست آمده از مرحله اول، از روش حداقل مربعات تعمیمیافته و خودگردانسازی (بوت استراپینگ) یا برش جک-نایف در نرمافزار Smart PLS استفاده شده است. در نهایت از شاخصهای برازش NPAR، DF، P، CMIN (Chi Square)، AGFI، GFI، شاخص توکر-لوئیس (TLI)، شاخص بنتلر- بونت (NFI)، CFI، PNFI، PCFI، RMSEA و CMIN/DF جهت اعتبارسنجی مدل (برازش مناسب مدل ارائه شده) استفاده گردید. یافتهها: مجموعه دادههای بدست آمده بعد از طی فرآیند مستمر کدگذاریهای باز، محوری و گزینشی و استفاده از نرمافزار MaxQDA، در قالب 104 کد باز، 62 مفهوم، 14 مقوله و 6 طبقه (مقوله محوری، شرایط مداخلهگر، شرایط عِلّی، شرایط زمینهای، راهبردها، پیامدها) براساس رویکرد سامانمند سازماندهی شدند. طبق نتایج به دست آمده برای شاخصهای برازش، شاخصهای CFI، IFI، GFI و NFI دارای برازش مناسبی هستند. همچنین ریشه میانگین مربعات خطای برآورد نیز 066/0 بدست آمده که کمتر از 08/0 میباشد. بنابراین، برازش مدل، مطلوب ارزیابی شده و میتوان به نتایج حاصل از آن اتکاء نمود. نتیجهگیری: براساس نتایج حاصل از پژوهش و خروجی نرمافزار Smatr PLS، شاخص «شناسایی مسائل و مشکلات بالقوه و بالفعل مربوط به شرکتهای دانشبنیان» با ضریب مسیر 892/0 بهعنوان مهمترین و اثرگذارترین شاخص در نقشه راه طراحیشده شناسایی گردید. از بین شاخصهای مربوط به عوامل عِلّی، شاخص «افزایش بهرهوری منابع انسانی و تولید» (el7) به عنوان مهمترین و تأثیرگذارترین شاخص با ضریب مسیر 804/0 شناسایی شد. مهمترین شاخص مؤلفه مقولهمحوری، شاخص «رویارویی با چالشهای غیرمنتظره و داشتن برنامه» (me5) با ضریب مسیر 850/0 میباشد. مهمترین شاخص مقولههای زمینهای نیز شاخص «وجود نیروی انسانی خبره، بستر دیجیتال و مشتری دیجیتال» (za8) با ضریب مسیر 809/0 معرفی شد. مهمترین شاخص مقوله راهبردها نیز شاخص «شناسایی مسائل عمومی تولید دانشبنیان توسط نهادهای متولی» (ra4) با ضریب مسیر 865/0 بود. در نهایت با توجه به نتایج پژوهش، مهمترین شاخص مقوله پیامدها نیز شاخص «ارتقای رضایت عمومی از تولید دانشبنیان» (p5) با ضریب مسیر 868/0 شناسایی شد.