مدلیابی معادلات ساختاری رابطه سواد رسانهای و سواد اطلاعاتی با پذیرش یادگیری الکترونیکی در دوره پاندمی کووید-19 (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه هنر اسلامی تبریز)
نویسندگان
1 استاد، گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.
2 کارشناسی ارشد، گروه علم اطلاعات و دانششناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.
3 دکتری، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
4 دانشیار گروه علم اطلاعات و دانششناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
doi
10.22091/stim.2022.8492.1839چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سواد رسانهای و سواد اطلاعاتی با پذیرش یادگیری الکترونیکی دانشجویان براساس مدلیابی معادلات ساختاری انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی-پیمایشی مبتنی بر مدلیابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه هنر اسلامی تبریز (2743) در سال 1399 بود که 371 نفر از آنها به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. پایایی پرسشنامههای سواد رسانهای، سواد اطلاعاتی، و پذیرش یادگیری الکترونیکی از طریق ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده و مقادیر آنها به ترتیب 83/0، 93/0، 95/0 به دست آمد. دادهها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و مدلیابی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل گردیدند. یافتهها: یافته های پژوهش نشان داد وضعیت پذیرش یادگیری الکترونیکی دانشجویان دارای میانگین 13/3 و اندکی بالاتر از متوسط است. میانگین سواد رسانهای و سواد اطلاعاتی دانشجویان هنر اسلامی تبریز نیز به ترتیب 37/3 و 23/3 بدست آمد. بین سواد رسانهای و سواد اطلاعاتی با پذیرش یادگیری الکترونیکی دانشجویان رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد. یافتهها نشان داد مدل مفهومی ارائه شده در خصوص رابطه بین سواد رسانهای و سواد اطلاعاتی با پذیرش یادگیری الکترونیکی دانشجویان از برازش خوبی برخوردار است. نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان داد سواد اطلاعاتی و سواد رسانهای دارای نقش پیشبین در ارتباط با پذیرش یادگیری الکترونیکی دانشجویان هستند. بنابراین، با تقویت مهارتهای سواد رسانهای و سواد اطلاعاتی دانشجویان میتوان انتظار داشت وضعیت پذیرش یادگیری الکترونیکی آنان نیز بهبود یابد.