بررسی تأثیر مبانی انسانشناختی اسلامی بر نظام تربیتی اسلام در اندیشه علامه مصباح یزدی
نویسندگان
1 سطح چهار حوزه علمیه، مشاوره اسلامی (گرایش خانواده و ازدواج)، قم، ایران
2 دکتری، قرآن و حقوق، جامعة المصطفی العالمیة، قم، ایران
doi
10.22034/riet.2023.13540.1168چکیده
هدف پژوهش حاضر تبیین تأثیر مبانی انسانشناختی اسلامی در نظام تربیتی اسلام با استفاده از نظرات علامه مصباح یزدی است. بدین منظور با روش توصیفی- تحلیلی آثار مبانی انسانشناختی مطرح شده توسط ایشان در نظام تربیتی اسلام تبیین و مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. اولین مسئله پیشروی نظامهای تربیتی، شناخت ابعاد وجودی انسان بهعنوان گزارههای اولیه برای طراحی نظام تربیتی است. هرکدام از گزارههای انسانشناختی در بخشی از نظام تربیتی تأثیرگذارند؛ برایناساس شناسایی تأثیر مبانی بهعنوان گزارههای اساسی و بنیادین نظام تربیتی به جهت تقویت سازهها، برطرف کردن اشکالات و نقد دیدگاههای مخالف همچون پستمدرنیسم، مهم و ضروری است. از اینرو، پژوهش حاضر با استخراج 20 مبنای انسانشناختی مطرح شده در آثار علامه مصباح، به بررسی جایگاه آنها در اهداف، اصول، ساحتها، عوامل، موانع، مراحل و روش تربیت بهعنوان مؤلفههای اصلی نظام تربیت اسلامی پرداخته است که عبارتند از: هدفمندی، چندبعدی بودن، اصالت روح، جاودانگی روح، مراتب طولی و شئون عرضی روح، تغییرپذیری تدریجی روح و بدن، تأثیرگذاری روح و بدن بر یکدیگر، وجود فطرت الهی، کمالجویی، اثرگذاری رفتارها، وابستگی رفتار اختیاری به بینشها و گرایشها، بندگی، مسئول بودن، برخورداری از اختیار و کرامت ذاتی و اکتسابی، اجتماعی بودن، تفاوت استعدادها، ضعف، تأثیرگذاری و تأثیرپذیری از موجودات دیگر، نیازمند بودن به وحی.