مدلسازی عوامل موثر بر توسعه کسبوکارهای مبتنی بر فناوری اطلاعات در ایران با استفاده از روش معادلات ساختاری
نویسندگان
1 استاد، گروه مدیریت تکنولوژی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دکتری، گروه مدیریت تکنولوژی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 دانشیار، دانشکده مهندسی مکانیک، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران
4 دانشیار، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.22091/stim.2022.8329.1809چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مختلف موثر بر شکلگیری و رشد کسبوکارهای مبتنیبر فناوری اطلاعات و نحوه ارتباط میان این عوامل در ایران است. روش: پژوهش حاضر به صورت آمیخته، طی دو مرحله مختلف کیفی و کمّی، انجام شده است. در این پژوهش، پس از شناسایی و تعریف مسأله، مطالعات مرتبط پیشین مورد بررسی قرار گرفته و ابعاد مدل شناسایی شد. سپس، از طریق 12 مصاحبه نیمهساختاریافته عمیق با مدیران و کارآفرینان، سیاستگذاران فناوری و صاحبنظران حوزه فناوری اطلاعات و همچنین رجوع به منابع آرشیوی، با رویکرد تحلیل محتوا و با استفاده از روش کدگذاری، مدل مفهومی پژوهش در قالب سه مقوله اصلی و نتایج حاصل از توسعه کسبوکارهای موضوع پژوهش استخراج گردید. در مرحله کمّی، مدل یاد شده با اعمال اصلاحاتی مختصر، مبنای طراحی پرسشنامه پژوهش قرار گرفت. پرسشنامه طراحی شده، پس از سنجش روایی محتوا، به جامعهای متشکّل از سه گروه مختلف از فعالان این صنعت ارسال گردید. این سه گروه عبارتند از: 1) مدیران و عوامل اجرایی کسبوکارهای موضوع پژوهش، 2) کارآفرینان و صاحبان این دسته از کسبوکارها، و 3) خبرگان دانشگاهی و صاحبنظران. اطلاعات دریافتی از طریق این پرسشنامهها، با استفاده از آزمونهای آماری مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و اعتبار مدل و سازههای آن با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. یافتهها: پس از انجام مراحل نظاممند پژوهش و تحلیل دادههای حاصل از تجارب مشارکتکنندگان در بخش کیفی پژوهش، سه مقوله ویژگیهای درونسازمانی، محرکها و موانع محیطی و عوامل سیاستی، به عنوان مقولههای اصلی شناسایی شدند. براساس نتایج بدست آمده، عوامل سیاستی در این مدل یک متغیر برونزا و مستقل است که نقشی کلیدی در توسعه این گروه از کسبوکارها ایفا میکند. این موضوع موید ضرورت حضور دولت و اتخاذ سیاستهای حمایتی از توسعه این کسبوکارها است. بُعد دیگری که واجد اهمیت فراوان است و مطابق نتایج این پژوهش، مستقیماً از سیاستهای دولت اثر میپذیرد، عوامل محیطی است. دسته سوم از عوامل که به صورت غیرمستقیم از سیاستهای دولت اثر میپذیرند، عوامل سازمانی هستند. این عوامل شامل تیم مناسب پروژه و دسترسی به نیروی انسانی متخصص، مدل مناسب کسبوکار، تمرکز بر نوآوری و توان بازاریابی و قدرت نفوذ به بازار است. نتیجهگیری: توسعه اقتصاد دیجیتال در کشور مستلزم توجه همزمان به عوامل محیطی و عوامل درونسازمانی است و دولت در مقام سیاستگذار نقشی کلیدی بر توسعه کسبوکارهای دیجیتال دارد. از دیدگاه فعالان و کارآفرینان این حوزه، تأمین مالی به عنوان یک گلوگاه جدی در توسعه این کسبوکارها شناسایی شده است، بنابراین، ضروری است نهادهای مربوطه، به سیاستهای فعلی در حمایت از این مشاغل و تسهیل تأمین مالی برای این شرکتها توجه ویژهای داشته باشند.