اثر پوشش‌های جنگلی، مرتع مشجر و غیرمشجر برویژگی‌های لایه آلی و معدنی خاک

نویسندگان

1 نویسنده مسئول، دانشیار گروه مرتع‌داری، دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی، دانشگاه تربیت مدرس، نور، ایران.

2 دانشجوی دکتری علوم و مهندسی مرتع، گروه مرتع‌داری، دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی، دانشگاه تربیت مدرس، نور، ایران.

doi
10.22069/jwsc.2026.22845.3764
چکیده

سابقه و هدف: پوشش‌های گیاهی به‌ویژه گونه‌های مختلف درختی، نقش تعیین‌کننده‌ای در بهبود ساختار فیزیکی و شیمیایی خاک از طریق تولید لاشبرگ و بقایای آلی دارند. تفاوت در نوع پوشش مانند جنگل‌ها، مراتع مشجر و غیرمشجر، باعث تغییر در میزان ماده آلی، عناصر غذایی، و فعالیت‌های بیولوژیکی خاک می‌شود. فعالیت میکروارگانیسم‌ها و آنزیم‌های خاک که تحت تأثیر نوع گونه‌های گیاهی هستند، شاخص‌هایی مهم در ارزیابی کیفیت، باروری و پایداری خاک به‌شمار می‌آیند. در همین راستا پژوهش حاضر به منظور بررسی مشخصه‌های مختلف لایه‌آلی و بخش معدنی خاک در اراضی دارای پوشش جنگلی با غالبیت راش (Fagus orientalis)، پوشش درختچه‌ای آمیخته ولیک و زرشک (Crataegus microphylla and Berberis integerrima Bunge)، پوشش درختچه‌ای با غالبیت آلوچه‌وحشی (Prunus spinosa) و پوشش مرتعی با غالبیت علف گندمی (Agropyron longiaristatum Bois) در منطقه ییلاقی گیل‌کلا نوشهر استان مازندران مورد بررسی قرار گرفت.مواد و روش‌ها: به منظور بررسی اثرات پوشش‌های اراضی بر مشخصه‌های مختلف لایه آلی و معدنی خاک، پس از بررسی‌های اولیه و بازدید‌های میدانی، بخش‌هایی از اراضی فوق‌الذکر انتخاب شد که به صورت پیوسته با هم بوده و حداقل اختلاف ارتفاع (1600-1610 متر) از سطح دریا، حداقل تغییر درصد (8-5) و جهت شیب در آن‌ها مشاهده شد. بدین منظور در هر یک از رویشگاه‌های مورد مطالعه دو قطعه یک هکتاری (100 متر× 100 متر) با فواصل حداقل 500 متر انتخاب شدند. در هر یک از قطعات یک هکتاری، تعداد 5 نمونه از لایه آلی (لاشبرگ یا لاشه‌ریزه) و معدنی (سطح 30 سانتی‌متر × 30 سانتی‌متر تا عمق 10 سانتی‌متری) خاک برداشت و در مجموع از هر یک از رویشگاه‌های مورد مطالعه تعداد 10 نمونه لاشبرگ و 10 نمونه خاک جهت تجزیه و تحلیل به آزمایشگاه انتقال داده شد. یک بخش از نمونه‌های خاک جهت انجام آزمایش‌های فیزیکی و شیمیایی، پس از هوا خشک شدن از الک 2 میلی‌متری عبور داده ‌شده و بخش دوم نمونه‌ها برای انجام آزمایش‌های زیستی تا زمان آزمایش در دمای 4 درجه سانتی‌گراد نگهداری شد. مقدار نیتروژن، فسفر، پتاسیم، کلسیم و مینزیم لاشبرگ به روش معدنی‌سازی نمونه‌ها در محیط آزمایشگاه اندازه‌گیری شد. از روش انکوباسیون آزمایشگاهی برای سنجش فعالیت آنزیم‌های اوره‌آز، فسفاتاز، آریل سولفاتاز و اینورتاز استفاده شد. برای شناسایی کرم‌های خاکی از روی شکل ظاهری، هر یک از آن‌ها ابتدا به صورت دستی از خاک جدا و پس از شستشو در آب در ظروف حاوی الکل نگهداری شد. با توجه به مشخصه‌های ریخت‌شناسی (اندازه، طول و رنگ بدن) و همچنین مشخصه‌هایی نظیر محل قرارگیری و شکل گلیتلوم، محل قرار‌گیری اندام‌های جنسی روی سگمنت‌ها و گلیتلوم، شکل و نوع اندام‌های جنسی و دیگر مشخصات ظاهری، کرم‌های خاکی مورد شناسایی قرار گرفت. شمارش کنه‌ها و پادمان‌ها به روش قیف برلیز، نماتدهای خاکزی با استفاده از تکنیک قیف بیرمن و سانتریفیوژ، پروتوزوئرهای خاک به‌وسیله میکروسکوپ با بزرگنمایی50 اندازه گیری شد. همچنین جمعیت باکتری‌ها و قارچ‌های خاکزی به روش کشت ثبت شد.نتایج: طبق نتایج پژوهش حاضر بیشترین مقدار (1٫96 درصد) نیتروژن لایه آلی به رویشگاه جنگلی راش و کمترین مقدار (1٫03 درصد) آن به پوشش علف گندمی تعلق داشت. همچنین، بیشترین مقادیر مربوط به پایداری خاکدانه‌ها (72 درصد)، رس (42 درصد)، خاکدانه درشت (52 درصد) و خاکدانه ریز (35 درصد) در پوشش درختی راش مشاهده شد. در مقابل، کمترین مقادیر این مشخصه‌ها به ترتیب برابر با 56 ، 28 ، 30 و 19 درصد در پوشش گیاهی علف گندمی مشاهده گردید. لازم به ذکر است که بیشترین مقدار (7٫11) pH و مشخصه‌های حاصل‌خیزی خاک به پوشش درختی راش و کمترین مقدار آن‌ها به رویشگاه علف گندمی متعلق بود. همچنین، بیشترین فراوانی (4٫1 در مترمربع) و زی‌توده اپی‌ژئیک (42٫48 میلی‌گرم در متر مربع)، فراوانی (1٫2 در متر مربع) و زی‌توده آنسئیک (4٫66 میلی‌گرم در متر مربع)، فراوانی کل کرم‌های خاکی (9٫5 در متر مربع)، فراوانی کنه‌های خاکزی (67343٫3 در متر مربع)، نماتدهای خاکزی (811 در 100 گرم خاک) و پروتوزوئرهای خاکزی (613 در 100 گرم خاک) به پوشش درختی راش تعلق داشت. لازم به ذکر است که بیشترین جمعیت باکتری‌ها (4٫47 در107گرم خاک) و قارچ‌ها (1٫72 در107گرم خاک)، تنفس پایه (٫46 میلی‌گرم دی‌اکسید کربن به ازای هر گرم در روز)، زی‌توده میکروبی کربن (362٫8 میلی‌گرم به ازای هرکیلوگرم) و زی‌توده میکروبی نیتروژن (58٫28 میلی‌گرم به ازای هرکیلوگرم) و نسبت زی‌توده میکروبی نیتروژن به زی‌توده میکروبی فسفر (2٫2) خاک در پوشش درختی راش مشاهده شد.نتیجه گیری : به‌طور کلی نتایج این تحقیق نشان داد که تبدیل پوشش‌های گیاهی از نوع علفی به پوشش‌های درختی و درختچه‌ای در ناحیه کوهستانی گیل‌کلا نوشهر واقع در استان مازندران، موجب تغییرات معناداری در بسیاری از ویژگی‌های لایه‌های آلی و معدنی خاک گردید. از جمله این تغییرات می‌توان به نیتروژن موجود در لایه آلی، پایداری خاک‌دانه‌ها، درصد رس، و میزان خاک‌دانه‌های درشت و ریز اشاره کرد که همگی در میان انواع پوشش‌های گیاهی تفاوت معنی‌داری داشتند. همچنین شاخص‌هایی نظیر آمونیوم، نیترات، میانگین هندسی فعالیت آنزیم‌ها، pH خاک، هدایت الکتریکی، میزان کربن کلی و کربن موجود در خاک‌دانه‌های ریز، ماده آلی، نیتروژن کل، نیتروژن تثبیت‌شده، نیتروژن موجود در خاک‌دانه‌های ریز، نیتروژن آلی محلول، عناصر غذایی از جمله فسفر، پتاسیم، کلسیم و منیزیم، زی‌توده ریشه‌های ریز، و فعالیت آنزیم‌هایی چون اوره‌آز، اسید فسفاتاز، آریل‌سولفاتاز و اینورتاز نیز دچار تغییرات قابل توجهی شدند. علاوه بر این، ویژگی‌هایی مانند تعداد و زی‌توده اپی‌ژئیک‌ها، آنسئیک‌ها و اندوژئیک‌ها، جمعیت کلی کرم‌های خاکی، کنه‌های خاکزی، نماتدها و پروتوزوئرهای موجود در خاک نیز تفاوت‌های چشمگیری بین انواع پوشش اراضی از خود نشان دادند. یافته‌های این مطالعه حاکی از آن است که پوشش‌های درختی و درختچه‌ای به علت ماندگاری بیشتر، توان ایجاد سایه، کاهش میزان تبخیر و افزایش رطوبت خاک، نقش مؤثری در بهبود ساختار خاک و رشد جمعیت کرم‌های خاکی و سایر میکروارگانیسم‌های خاکزی ایفا می‌کنند. این موجودات در تجزیه مواد آلی، چرخه عناصر غذایی و ارتقای ویژگی‌های فیزیکی، شیمیایی و زیستی خاک نقش کلیدی دارند؛ امری که در نهایت منجر به ارتقای باروری و حاصل‌خیزی خاک می‌گردد. بر این اساس، نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهد که گسترش پوشش‌های چوبی می‌تواند شرایط مساعدتری برای عملکرد مطلوب خاک ایجاد کند و به عنوان راهکاری مؤثر در بازسازی اراضی تخریب‌شده مطرح شود. بنابراین، در مناطقی با شرایط اقلیمی مشابه (نیمه‌خشک و کوهستانی) که با تخریب و تغیر کاربری اراضی مواجه‌اند، توسعه بیشتر این نوع پوشش‌های گیاهی (راش) توصیه می‌شود.