واکاوی چالشها و فرصتهای هوش مصنوعی بر توسعه کارآفرینی و رشد کسبوکارهای نوپا
نویسندگان
1 دانشیار،گروه مدیریت بازرگانی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت بازرگانی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.
doi
10.22091/stim.2023.9411.1952چکیده
هدف: در چند سال گذشته، جهان شاهد ظهور تعداد زیادی از محصولات و خدمات هوشمند، در دسترس بودن تجاری آنها و تأثیرات اجتماعی- اقتصادی آنها است. استفاده از هوش مصنوعی میتواند سطح عملکرد کسبوکارهای نوپا را افزایش دهد. با توجه به نقش و تاثیر هوش مصنوعی در سرعت بخشیدن به کارآفرینی و توسعه کسبوکارهای نوپا، هدف پژوهش حاضر واکاوی چالشها و فرصتهای هوش مصنوعی بر توسعه کارآفرینی و رشد کسبوکارهای نوپا است. روش: این پژوهش از نظر رویکرد کیفی و از نظر هدف کاربردی- توصیفی بوده، و از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختارمند، به تدوین و اعتباریابی چارچوبی مفهومی با روش تحلیل مضمون پرداخته است. جامعه آماری شامل خبرگان و صاحبنظران و کارآفرینان در حوزه کسبوکارهای نوپا هستند که از بین آنها ۱۲نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. تعداد نمونهها از قاعده اشباع پیروی میکند. به منظور حصول اطمینان از روایی تحقیق، تلاش شد نمونه آماری از افرادی باشند که از دانش و تخصص لازم در زمینه تحقیق برخوردار بوده و همچنین مداخله محققین در تحقیق را به حداقل برسانند. برای محاسبه پایایی از شیوه توافق درون موضوعی یا دو کدگذار استفاده شده، که برابر با 79 درصد است. با توجه به اینکه سطح پایایی بیش از 60 درصد است، پایایی کدگذاری تأیید شد و میتوان ادعا کرد که سطح پایایی تحلیل مصاحبه مناسب است. پژوهش حاضر چند ایده در مورد چگونگی انطباق فرصتها و عملکردها با فناوریهای نوظهور هوش مصنوعی ارائه میدهد که عبارتند از: حفاظت از دادههای کارکنان، ایجاد دادههای واقعی همراه با کیفیت و حجم دادهها، نهادینه کردن مرحله آموزشی مناسب برای یادگیری، شناسایی و اصلاح الگوها، جلوگیری از ورودی دادههای مغرضانه. یافتهها: در تحقیق حاضر با نگاهی نو به نقش هوش مصنوعی در رشد کارآفرینی و توسعه کسبوکارهای نوپا، به اهمّ نقشهای آن نسبت به توسعه کارآفرینی و کسبوکارهای نوپا پرداخته شد. با توجه به نتایج حاصل از مصاحبههای انجام شده با خبرگان و فعالان، نقش هوش مصنوعی را میتوان در دو مضمون فرصتها و چالشها و 10 مضمون سازماندهنده برای رونق و ارتقاء کارآفرینی و توسعه کسبوکارها طبقهبندی کرد. فرصتها با 5 مضمون سازماندهنده شامل قابلیت شبکهسازی برای کسبوکارهای نوپا، همگرایی تکنولوژی با اهداف کارآفرینان، مشتریمحوری جهانی، ارزشآفرینی شغلی، تابآوری کسبوکارهای نوپا شناسایی شدند. چالشها نیز در قالب 5 مضمون سازماندهنده شامل شکاف استعدادها، حریم خصوصی و امنیتی کارآفرینان، تعمیر و نگهداری مداوم، عدم قابلیتهای یکپارچهسازی و کاربردهای ثابت و محدود، دستهبندی شدهاند. در نهایت براساس تحلیلهای صورت گرفته روی دادههای کیفی، مدل پارادایمی نقش هوش مصنوعی در توسعه کارآفرینی و کسبوکارهای نوپا ارائه گردید. نتیجهگیری: توصیه میشود هنگام استقرار سرویسهای هوش مصنوعی، احتیاط شود. برای مدیریت موثر و کارآمد سیستمهای هوش مصنوعی، بینش مناسب مورد نیاز است. امروزه سازمانها با شرایط در حال تغییر اقتصادی، فنی، اجتماعی، فرهنگی، و سیاسی مواجهاند که بقاء آنان در چنین شرایط رقابتی و بسیار پیچیده، به هوشمندی و پاسخ به موقع و مناسب به این تغییرات بستگی دارد. در حوزه کسبوکارهای نوپا، سیستمهای هوش مصنوعی برای حل این مشکلات طراحی شدهاند و میتوانند وظایف را به خوبی اجرا کنند. با اینحال، آنها قابلیتهای محدودی دارند. مدل نهایی این تحقیق میتواند در پیادهسازی و عملیاتی کردن هوش مصنوعی مفید واقع گردد. این مطالعه با داشتن دو بازبین مستقل مسئول انتخاب مطالعه و استخراج دادهها، با توافق بسیار بالا در هر دو فرآیند، سوگیری انتخاب را به حداقل رساند.