تحلیل رابطه دادوستد دانش و تدریس نوآورانه در دورههای درسپژوهی شهرستان خرمآباد
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد، گروه مدیریت آموزشی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران.
2 دانشیار، گروه علم اطلاعات و دانششناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران
doi
10.22091/stim.2023.8952.1910چکیده
مقدمه: مدیریت دانش مسأله یا مفهوم جدیدی نیست. صدها سال است که صاحبان مشاغل خانوادگی، دانشِ خود را به فرزندانشان انتقال میدهند؛ استادکارانِ حرفهای، با شور و اشتیاق، حرفه خود را به شاگردانشان میآموزند و کارگران در محل کار، ایدهها و دانش خود را ردّوبدل میکنند. درواقع میتوان گفت که مدتهاست که گزاره «دانش، قدرت است»، به گزاره «اشتراک دانش، قدرت است»، تغییر یافته است. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی دادوستد دانش در میان معلمان شرکتکننده در دورههای درسپژوهی و تأثیر آن بر تدریس نوآورانه در شهرستان خرمآباد است. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری دادهها، توصیفی- همبستگی و از نوع معادلات ساختاری است. جامعه پژوهش شامل 180 شرکتکننده دورههای درسپژوهی آموزشوپرورش شهرستان خرمآباد در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰ است که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، 118 نفر از آنها به صورت تصادفی بهعنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدند. بهمنظور پیمایش نظر پاسخگویان درباره دادوستد دانش، از پرسشنامههای مورد استفاده در پژوهش اواکوک و همکاران (2021)، و برای سنجش متغیر تدریس نوآورانه، از پرسشنامه علیزاده (1386) استفاده شد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و SmartPLS انجام شد. یافتهها: تحلیل شاخصهای توصیفی متغیرهای پژوهش نشان داد که میانگین متغیرهای پذیرندگی گیرنده برای دریافت دانش، پذیرندگی گیرنده برای اشتراک دانش، رفتار اشتراک دانش ارائهدهنده، استفاده از دانش گیرنده و تدریس نوآورانه به ترتیب برابر با 878/3، 725/3، 228/4، 975/3 و 384/4 است. نتایج معادلات ساختاری پژوهش نشان داد که میزان تأثیر پذیرندگی گیرنده برای دریافت دانش، بر رفتار اشتراک دانش ارائهدهنده 292/0 بهدست آمده است. مقدار آماره t نیز 428/2 است. بنابراین، با اطمینان 95% میتوان گفت میزان پذیرندگی گیرنده برای دریافت دانش بر رفتار اشتراک دانش ارائهدهنده تأثیر مثبت و معناداری دارد. میزان تأثیر پذیرندگی گیرنده برای اشتراک دانش بر رفتار اشتراک دانش ارائهدهنده 407/0 بهدست آمده است. مقدار آماره t نیز 808/3 است. بنابراین، با اطمینان 95% میتوان گفت میزان پذیرندگی گیرنده برای اشتراک دانش، بر رفتار اشتراک دانش ارائهدهنده تأثیر مثبت و معناداری دارد. میزان تأثیر رفتار اشتراک دانش ارائهدهنده بر استفاده از دانش گیرنده 504/0 بهدست آمد. مقدار آماره t نیز 572/7 است. بنابراین، با اطمینان 95% میتوان گفت رفتار اشتراک دانش ارائهدهنده بر استفاده از دانش گیرنده تأثیر مثبت و معناداری دارد. میزان تأثیر رفتار اشتراک دانش ارائهدهنده بر تدریس نوآورانه 397/0 بهدست آمده است. مقدار آماره t نیز 011/4 است. بنابراین، با اطمینان 95% میتوان گفت رفتار اشتراک دانش ارائهدهنده بر تدریس نوآورانه، تأثیر مثبت و معناداری دارد. میزان تأثیر استفاده از دانش بر تدریس نوآورانه 251/0 بهدست آمده است. مقدار آماره t نیز 489/2 است. بنابراین، با اطمینان 95% میتوان گفت استفاده از دانش، بر تدریس نوآورانه تأثیر مثبت و معناداری دارد. نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه اهمیت دادوستد دانش و تدریس نوآورانه را تأیید کرد. سیاستگذاران نظام آموزشوپرورش کشور بایستی بدانند با توجه تغییر پارادایم از «نوآوری مبتنی بر کشف» به «نوآوری مبتنی بر یادگیری»؛ یکی از راههایی مؤثر برای دستیابی به اهداف سند تحول بنیادین و ایجاد کیفیت و نوآوری در نظام آموزشی، ایجاد محیطهای تعاملی برای خلق، اشتراک و استفاده از دانش کارکنان است. یکی از این محیطهای تعاملی، دورههای درسپژوهی است که میتواند رفتار نوآورانه کارکنان را بهبود بخشد. در واقع کارکنان بهعنوان تولیدکنندگان و مصرفکنندگان دانش، تسهیلگر فرایند مدیریت دانش هستند و نقش مهمی در فرآیندهای اصلی دانش، یعنی ایجاد، اشتراکگذاری و استفاده دارند. کارکنان، سرمایه انسانی سازمان بوده و خالق سرمایه فکری آن هستند. از اینرو، مدیران نهتنها باید کارکنان را به جمعآوری دانش موردنیاز برای نوآوری تشویق کنند؛ بلکه باید آنها را تشویق نمایند تا دانش را به دیگران نیز منتقل کنند.