جایگاه بورژوزاری ملی و کمپرادور در ایران دوره پهلوی دوم

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشگاه مازندران

2 کارشناس ارشد علوم سیاسی دانشگاه مازندران

doi
چکیده

در تاریخ توسعه همیشه از بورژوازی ملی به عنوان سردمدار فراهم آوردن توسعه ملی در یک کشور یاد می‌شود. از این مسئله از آن رو حائز اهمیت است که بر پایه برخی نظریات با وجود توسعه بر مدار سرمایه‌داری ملی زمینه برای تحقق توسعه سیاسی نیز فراهم می‌گردد. از آنجایی که ایران در دهه 1340 و ابتدای دهه 1350 دوره‌ای از توسعه اقتصادی را سپری کرد، پرسش مهمی که این مقاله به دنبال پاسخ به آن است را می‌توان اینگونه مورد تاکید قرار داد که چه نوعی از سرمایه‌داری در ایران دهه 1340 و 1350 پشتوانه برنامه‌های اقتصادی توسعه قرار گرفت؟ فرضیه این مقاله در پاسخ به این پرسش از این قرار است: با توجه به سه شاخص وجود رابطه امپریالیستی میان ایران و غرب(با تاکید بر هژمون نظام‌بین‌الملل)، پیوند طبقاتی میان سرمایه‌داری ایرانی و جهانی و اهمیت واردات به جای صادرات، سرمایه‌داری مسلط و غالب در این دوره کمپرادور بوده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد ماهیت ملی‌گرایانه را می‌بایست بیشتر در خرده‌بورژوازی ایرانی جستجو کرد. خرده‌بورژوازی که در دوره کوتاه اقتصاد بدون نفتِ دولت محمد مصدق در روزهای اوج خود قرار داشت و پس از آن به حاشیه رانده شد. در راستای تبیین این فرضیه این پژوهش روش نهادی-تاریخی دارد. گردآوری داده‌ها نیز به شکل کتابخانه‌ای انجام خواهد شد.