بررسی تاثیر روش‌های مختلف ذخیره نزولات و تیمارهای اصلاحی خاک بر استقرار و شاخص های رشد گیاه دیوخار (Lycium depressum (L.)) و سیاه تاغ (Haloxylon ammodendron (C.A. Mey.))

نویسندگان

1 گروه مدیریت مرتع، دانشکده مرتع و آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، ایران

2 گروه مدیریت مرتع، دانشکده مرتع و آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، ایران

3 گروه مدیریت مناطق بیابانی، دانشکده مرتع و آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران

4 گروه مدیریت مناطق بیابانی، دانشکده مرتع و آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران

5 گروه مدیریت مناطق بیابانی، دانشکده مرتع و آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران

doi
10.22069/jwsc.2026.23294.3789
چکیده

سابقه و هدف: یکی از بزرگ‌ترین محدودیت‌های رشد و نمو پوشش گیاهی در مناطق خشک و نیمه‌خشک، کمبود دسترسی به منابع آب شیرین است. در این مناطق، بارندگی نه تنها ناکافی است، بلکه توزیع نامناسبی نیز دارد. به‌طوری که بیشتر بارش‌ها در دوره‌های کوتاه و با شدت زیاد اتفاق می‌افتد. این شرایط باعث می‌شود که خاک نتواند به اندازه کافی آب را جذب کند و بخش عمده‌ای از آن به صورت رواناب هدر رود. برای مقابله با این مشکل، مدیریت بارش‌های جوی از طریق روش‌های مکانیکی مانند ذخیره نزولات و استحصال آب باران از اقدامات مؤثر و اساسی محسوب می‌شود. با این حال، روش‌های مکانیکی پس از گذشت چند سال ممکن است کارایی اولیه خود را از دست داده و نیاز به نگهداری و بازسازی داشته باشند. از سوی دیگر، با توجه به لزوم ایجاد پوشش گیاهی پایدار در بوم‌سازگان مناطق خشک و نیمه‌خشک، استفاده از روش‌های زیستی در کنار عملیات مکانیکی ضروری است. دیوخار (L.depressum) و سیاه‌تاغ (H.ammodendron)از گونه‌های گیاهی مقاوم به خشکی هستند که به شرایط سخت محیطی سازگار بوده و می‌توان جهت کشت در مراتع و اراضی تخریب‌شده از آن‌ها استفاده کرد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر روش‌های ذخیره نزولات و تیمارهای اصلاحی خاک بر استقرار و رشد دو گونه مرتعی دیوخار و سیاه‌تاغ در نواحی بیابانی جنوب استان خراسان شمالی (شهرستان جاجرم) انجام شد.مواد و روش‌ها: منطقه مورد مطالعه بخشی از نواحی بیابانی جنوب استان خراسان شمالی بوده که در شمال شهرستان جاجرم و در منطقه دشتی واقع شده است. این محدوده از انتهای معادن کارخانه آلومینا شروع شده و تا پایین‌دست محدوده کارخانه آلومینای جاجرم در فاصله شش کیلومتری کارخانه ادامه می‌باید. این پژوهش به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در 13 تکرار انجام شد و گونه‌های مورد نظر بمنظور کاهش رقابت و افزایش زنده‌مانی در فاصله پنج متری از یکدیگر مستقر شدند. برای انجام این پروژه سیستم‌های ذخیره نزولات هلالی آبگیر، پیتینگ و کنتورفارو (پتانسیل ذخیره رطوبت) به همراه پنج تیمار در سطوح مختلف (بهبود کیفیت خاک و رشد گیاه) شامل تیمارهای نانوذرات رس اکریلیک (تیمار 1% نانوذرات رس- رزین اکریلیک و تیمار 3% درصد نانوذرات رس- رزین اکریلیک) بمنظور افزایش نگه‌داشت مواد غذایی، قارچ مایکوریزا (۳ نوع مختلف قارچ‌های مایکوریزا شامل Glomus intraradices، Glomus mosseae و Glomus pasciculatum) بمنظور ارتباط موثر آن‌ها با ریشه ‌گیاهان، خاک‌پوش کاه بمنظور حفظ رطوبت و کاهش نوسانات درجه حرارت، زئولیت (2سطح 300 و 600گرم) بمنظور بهبود ساختمان خاک و موجودیت مواد غذایی و شاهد در نظر گرفته شد. خصوصیات گونه‌های مستقر شده از جمله زنده‌مانی پایه‌ها (استقرار)، تاج پوشش، ارتفاع گیاه، قطر بزرگ و قطر کوچک در سال اول پس از استقرار اندازه‌گیری شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها و تحلیل‌های آماری شامل تجزیه واریانس و مقایسات میانگین (آزمون توکی) با استفاده از نرم‌افزار MiniTab نسخه 16 به تفکیک هرگونه صورت گرفت. یافته‌ها: نتایج نشان داد در گونه دیوخار، روش کنتورفارو با درصد استقرار بالاتر (14/99 درصد) نسبت به روش‌های پیتینگ و هلالی آبگیر، عملکرد بهتری داشت. برای گونه سیاه‌تاغ نیز روش کنتور فارو با 59/88 درصد، بیشترین استقرار و روش پیتینگ با 46/79 درصد، کمترین استقرار را داشته است. تیمارهای اصلاحی در گونه دیوخار تنها بر قطر کوچک گیاه تأثیر معنی‌داری داشتند و در گونه سیاه‌تاغ، تأثیر معنی‌داری مشاهده نشد. سیستم‌های ذخیره نزولات در گونه دیوخار تأثیر معنی‌داری بر تمامی صفات رویشی (تاج پوشش، ارتفاع گیاه، قطر بزرگ و قطر کوچک) و در گونه سیاه‌تاغ بر قطر بزرگ و تاج پوشش داشتند. مقایسه میانگین عوامل مورد بررسی و گروه‌بندی آن‌ها در تیمارها و بسترکاشت‌های گونه دیوخار نشان داد که بیشترین میانگین ارتفاع گیاه در تیمار نانو 1% و کمترین آن در تیمار قارچ نوع2 بوده است. بیشترین میانگین قطر بزرگ گیاه در تیمار نانو 3% و کمترین آن در تیمار قارچ نوع2 بوده است. بیشترین میانگین قطر کوچک گیاه در تیمار شاهد و کمترین آن در تیمار کاه و کلش بوده است. بیشترین میانگین سطح تاج پوشش گیاه در تیمار نانو 3% و کمترین آن در تیمار قارچ نوع 1 بوده است؛ بیشترین میانگین ارتفاع، قطر بزرگ، قطر کوچک و سطح تاج پوشش مربوط به بستر کاشت پیتینگ بوده است. مقایسه میانگین عوامل مورد بررسی و گروه‌بندی آن‌ها در تیمارها و بستر کاشت‌های گونه سیاه‌تاغ نشان داد که بیشترین میانگین ارتفاع گیاه در تیمار زئولیت 300 گرم و کمترین آن در تیمار نانو 1% بوده است. بیشترین میانگین قطر بزرگ گیاه در تیمار زئولیت 300 گرم و کمترین آن در تیمار نانو 1% بوده است؛ بیشترین میانگین قطر کوچک گیاه در تیمار زئولیت 300گرم و کمترین آن در تیمار نانو 1% بوده است. بیشترین میانگین سطح تاج پوشش گیاه در تیمار زئولیت 300گرم و کمترین آن در تیمار نانو 1% بوده است. بیشترین میانگین سطح تاج پوشش و قطر بزرگ مربوط به بستر کاشت پیتینگ بوده است. همچنین بیشترین میانگین ارتفاع و قطر کوچک مربوط به بستر کاشت فارو بوده است. افزایش صفات رویشی عمدتاً به دلیل استفاده از روش‌های موثر ذخیره نزولات و تیمارهای اصلاحی مانند زئولیت و نانوذرات رس-رزین اکریلیک بود، در حالی که کاهش صفات رویشی به دلیل تیمارهای با کارایی کمتر مانند نانو 1% و قارچ مایکوریزا مشاهده شد. همچنین، گونه‌های مختلف به طور متفاوتی به این تیمارها پاسخ دادند که نشان‌دهنده اهمیت انتخاب روش‌ها و تیمارهای مناسب برای هر گونه است.نتیجه گیری: نتایج نشان داد که تیمارهای اصلاحی خاک تأثیرات متفاوتی بر این دو گونه داشتند. با توجه به شرایط سخت محیطی، در گونه دیوخار، تیمارهای اصلاحی تنها بر قطر کوچک گیاه تأثیر معنی‌داری نشان دادند، در حالی که در گونه سیاه‌تاغ، هیچ‌گونه تأثیر معنی‌داری از این تیمارها مشاهده نشد. این تفاوت در پاسخ دو گونه به تیمارهای اصلاحی خاک می‌تواند ناشی از تفاوت در ویژگی‌های فیزیولوژیکی و بوم‌شناختی آن‌ها باشد. دیوخار ممکن است به دلیل سازگاری بیشتر با شرایط خاک بهبودیافته، واکنش بهتری به تیمارهای اصلاحی نشان داده باشد، در حالی که سیاه‌تاغ ممکن است به دلیل مقاومت ذاتی بیشتر به شرایط نامساعد خاک، کمتر تحت تأثیر این تیمارها قرار گرفته باشد. از سوی دیگر، در این مطالعه مشخص شد که روش کنتورفارو به دلیل ایجاد توزیع یکنواخت رواناب و نفوذ بهتر آب در خاک برای هر دو گونه عملکرد بهتری نسبت به سایر سیستم‌های ذخیره نزولات داشته است. یافته‌ها نشان داد که برای مشاهده اثرات طولانی‌مدت تیمارهای اصلاحی خاک، نیاز به داده‌های بلندمدت وجود دارد. در کوتاه‌مدت، ممکن است تغییرات محسوسی در برخی پارامترهای رشد گیاهان مشاهده نشود، اما با گذشت زمان و بهبود تدریجی ساختار و حاصلخیزی خاک، اثرات مثبت این تیمارها می‌تواند بیشتر نمایان شود. بنابراین، انجام مطالعات بلندمدت برای ارزیابی دقیق‌تر تأثیر تیمارهای اصلاحی خاک بر رشد و استقرار گونه‌های گیاهی در مناطق خشک و نیمه‌خشک ضروری است.