علم و واقعنمایی آن از نظر ملاصدرا و تاثیر آن بر آموزش قرابت نظریه شبح و وجود ذهنی بر مبنای حکمت متعالیه
نویسندگان
1 استادیار، گروه معارف اسلامی، دانشگاه فرهنگیان، یزد، ایران
2 استادیار، گروه علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، یزد، ایران
doi
10.22034/riet.2022.10300.1080چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی علم و واقعنمایی آن از نظر ملاصدرا و تاثیر آن بر آموزش قرابت نظریه شبح و وجود ذهنی بر مبنای حکمت متعالیه است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و نتایج نشان داد که نظریه ملاصدرا میتواند جامع نظریه وجود ذهنی، اضافه و شبح در معرفتشناسی بوده و اشکالات وارد بر نظریات شبح و اضافه را بر مبنای اصالت وجود پاسخگو باشد. نظریهای که با نظر علمای فلسفه مغرب زمین نیز در این امر سازگار است. اصالت وجود و التزام به لوازم آن در امر معرفتشناسی، ما را به تفکیک بود و نمود و اینکه ما همواره به نمودها دست مییابیم و از شناخت بودها محروم هستیم، میرساند. شناختی که تنها شبیه به عالم خارج یا بهرهمند از آن است. علم تنها حکایتگر معلوم خارجی است و آنچه که در حصول علم نقش اساسی دارد، ذهن و قوای ذهنی شناسنده است و تنها رعایت قواعد حصول علم میتواند ضامن واقعنمایی آن باشد. التزام به اصالت وجود و لوازم معرفتشناسانه آن، در روش تدریس معلم، نحوه ارتباط او با دانشآموز، میزان توجه به سوالات و اشکالات دانشآموز و قطعیت و سندیت محتوای آموزشی و... اثرگذار است.