تحلیل پیامدهای اینرسی دانشی در شرکتهای دانشبنیان
نویسندگان
1 استاد، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران.
doi
10.22091/stim.2023.8775.1891چکیده
هدف: اینرسی دانشی تداعیگر استفاده از رویهها، دانش یا تجربه قبلی برای حل مسائل و مشکلات جدید است. به عبارتی آینده را همچون امروز در نظر میگیرد. در واقع فرد و سازمان به دانش و تجربه قبلی خود برای رهایی از شرایط بیسابقه و جدید اعتماد دارد. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر تحلیل پیامدهای اینرسی دانشی در شرکتهای دانشبنیان است. روش: پژوهش حاضر در زمرۀ پژوهشهای آمیخته (کیفی و کمّی) بوده که به صورت کیفی و کمّی و در پارادایم استقرایی- قیاسی قرار دارد. همچنین از لحاظ هدف،کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش، اکتشافی است. با توجه به ماهیت پژوهش، جامعه آماری در بخش کیفی و کمّی، شامل خبرگان (مدیران شرکتهای دانشبنیان استان لرستان و اساتید گروه مدیریت دانشگاه لرستان) هستند که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند، 14 نفر از آنها به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. بنابراین، براساس اصل کفایت نظری (وضعیتی که در آن هیچ داده و اطلاعات بیشتری یافت نشد که محققپدیده مورد نظر را رشد دهد و دانش بیشتری کسب نماید)، تاسرحد اشباع، دادههای مورد نیاز جمعآوری گردید. در بخش کیفی از رویکرد تحلیل مضمون، علاوهبر مطالعه مقاله، کتاب و... از مصاحبه نیمه ساختاریافته نیز بهره گرفته شد که رواییو پایایی آن به ترتیب با استفاده از ضریب CVR و آزمون کاپای- کوهن تأیید گردید. همچنین ابزار گردآوری اطلاعاتدر بخش کمّی پرسشنامه دلفی فازی است که روایی و پایایی آن به ترتیب با استفاده از روایی محتوا و نرخ ناسازگاری تأییدشد. یافتهها: از آنجا که پژوهش حاضر دارای رویکردی آمیخته (کیفی و کمّی) است، نتایج حاصل در بخش کیفی نشاندهنده شناسایی پیامدهای اینرسی دانشی در شرکتهای دانشبنیان است. نتایج این بخش بعد از تحلیل دادهها به کمک رویکرد کدگذاری (کدگذاری باز، محوری و انتخابی) و نرمافزار اطلس تی (atlas.T)، نشاندهنده شناسایی پانزده عامل به عنوان پیامدهای اینرسی دانشی در شرکتهای دانش بینان است. همچنین در بخش کمّی پژوهش با استفاده از روش دلفی فازی، اولویتبندی پیامدهای اینرسی دانشی در شرکتهای دانش بینان انجام شد که نتایج نشان میدهد فاش شدن راهبردهای سازمان، افزایش قابلیت پیشبینی حرکات سازمان، افزایش جمود و رکود فکری، از بین رفتن خلاقیت و نوآوری، مقاومت در برابر تغییر و کاهش عملکرد، کاهش یادگیری سازمانی و کاهش چابکی و انعطافپذیری، به ترتیب مهمترین پیامدهای اینرسی دانشی در شرکتهای دانشبنیان هستند. نتیجهگیری: دانش یکی از اساسیترین و مهمترین راهکارهای رقابت در هزاره جدید تلقی میگردد. هر چقدر سازمان دارای منابع بسیاری باشد، اما از دانش و علم روز بیبهره باشد، تمامی منابع آن راکد میماند و عملاً قادر نخواند بود به نحو مطلوب از آنها استفاده نماید. دانش و بهرهمندی از آن میتواند مسیر رشد و تعالی سازمان را تقویت نماید و موقعیت آن را در محیط رقابتی بهبود بخشد. به دیگر سخن، دانش، استفاده کارآمد و موثر از دیگر منابع را برای سازمان مشخص میسازد. به این ترتیب، حاکم شدن اینرسی دانشی باعث میشود که سازمان در کسب دانش جدید و یادگیری باز ماند و به نسخهها و راهبردهای قدیمی در حل مسائل و مشکلات خود اکتفاء کند. به عبارتی، روزبهروز جمود و رکود فکری در سازمان بیشتر میشود. لازم به ذکر است که خلق ایدههای جدید و بدیع در سازمان از بین میرود و دیگر روشها و فنون آن برای مقابله با تهدیدات تکراری و در نهایت برای رقبا قابل پیشبینی است. از سوی دیگر، عارضه اینرسی دانشی قابلیت پاسخگویی سریع و استفاده موثر و کارآمد از فرصتهای به وجود آمده در محیط را از سازمان سلب مینماید و چابکی و سرعت عمل را مخدوش میسازد.