مدل کارآفرینی آموزشی در دانشگاهها و موسسات آموزش عالی ایران
نویسندگان
1 استادیار، گروه مدیریت آموزشی واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت آموزشی، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران.
3 استادیار، گروه مدیریت و برنامه ریزی آموزشی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه الزهرا(س)، تهران، ایران
doi
10.22091/stim.2023.8851.1897چکیده
هدف: یکی از ویژگیهای بارز دانشگاههای موفق امروزی برخورداری از ویژگیهای کارآفرینی است که خلاء موجود در این زمینه در نظام آموزش عالی ایران کاملاً محسوس و ملموس است. دانشگاههای کشور در حال حاضر با مشکلات عدیدهای همچون عدم اشتغال دانشآموختگان، فرار مغزها، مهارتآموزی کم دانشجویان، بیانگیزه شدن دانشجویان، افزایش کمّی دانشجو بدون توجه به کیفیت، و تعامل ضعیف بین صنعت و دانشگاه مواجه هستند، که میتوان ریشه این مسائل را در پایین بودن میزان سرمایهگذاری و عدم توجه به ابعاد مختلف کارآفرینی، تمرکز بر آموختن دانش نظری به جای دانش علمی،کاربردی، عدم توجه به خلاقیت و توان ابتکاری یادگیرندگان جستجو کرد. نگاهی به سیاستهای کلان کشور نیز نشان میدهد که مسئله کارآفرینی در نظامهای آموزشی، همواره به عنوان یک دغدغه مورد توجه بوده است، اما در عمل شاهد کمتوجهی دانشگاهها به این مسئله بودهایم. لذا پژوهش حاضر با هدف شناسایی عناصر مدل کارآفرینی آموزشی در دانشگاهها و موسسات آموزش عالی ایران و ارائه یک مدل مفهومی انجام شده است.روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی، از نظر دادهها، کیفی بر مبنای نظریه دادهبنیاد نظاممند، و از نظر نحوه اجرا، اکتشافی بر مبنای رویکرد استقرایی میباشد. جامعه آماری متشکل از کارآفرینان آموزشی، سیاستگذاران کارآفرینی آموزشی و اساتید حوزه کارآفرینی از7 دانشگاه برتر کشور (دانشگاههای تربیت مدرس، تهران، صنعتی شریف، شهید بهشتی، فردوسی مشهد، صنعتی امیرکبیر، اهواز) بودند. به منظور انتخاب نمونه، از رویکرد آگاهانه هدفمند استفاده گردید و به شیوه گلوله برفی اقدام به نمونهگیری شد. انجام مصاحبه براساس مفاد شیوهنامه به مدت 30 تا 60 دقیقه انجام شد. نمونهگیری تا حد اشباع نظری انجام شده و نهایتاً با 15 نفر مصاحبه صورت گرفت. برای جمعآوی دادهها از روش کتابخانهای (سندکاوی) و روش میدانی (مصاحبه) استفاده شد. به منظور تعیین اعتبار یافتهها از سه روش کثرتگرایی شامل بازآزمون روش انجام کار، آزمون قابلیت اطمینان بین کدگذاران و استفاده از مصاحبهشوندگان جدید، برای آزمون قابلیت اطمینان مدل استفاده شد. در نهایت برای تحلیل دادهها از فن کدگذاری نظری طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد.یافتهها: مدل کارآفرینی آموزشی در دانشگاهها و موسسات آموزش عالی ایران دارای 108 مقوله فرعی (مفهوم) و 17 مقوله اصلی میباشد که مقوله محوری مدل، کارآفرینی آموزشی در دانشگاههای ایران است. عوامل زمینهساز شامل آموزش، اعضای هیأت علمی و فرهنگسازی؛ عوامل علّی شامل ویژگیهای فردی، حمایت دولت و ساختار اقتصادی؛ عوامل مداخلهگر شامل نظام آموزش عالی و کاربرد فناوریهای نوین؛ راهبردها شامل بازتعریف رشته آموزش در دانشگاه، تجاریسازی آموزش، رهبری و مشاوره کارآفرینانه و سیاستگذاری پرورش دانشجو، و نهایتاً پیامدها شامل رشد و توسعه کشور، تحقق اهداف نظام آموزش عالی، رفاه اجتماعی، وپویایی اجتماعی بودند.نتیجهگیری: نتایج بدست آمده بیانگر آن است که برای کارآفرینی آموزشی در دانشگاهها، بایستی با یک دید کلان به موضوع نگریست و کل مدل بدست آمده را مدنظر داشت. نمیتوان انتظار داشت کارآفرینی در دانشجویان افزایش یابد، ولی همه جنبههای بدست آمده را مورد مداقه قرار نداد. برخی عوامل تشکیلدهنده مدل مناسب کارآفرینی آموزشی در دانشگاهها، زمینهساز حادث شدن کارآفرینی آموزشی هستند، برخی بوجود آورنده آن بوده، و در این بین عواملی نیز مخل هستند، برای تحقق این موضوع باید راهبردهای اساسی شناسایی و پیادهسازی شوند تا نهایتاً با توجه به عوامل مختلف و اجرای راهبردها، پیامدها و نتایج مثبت کارآفرینی آموزشی بدست آید.