تحلیل سرمایه اجتماعی شبکه ذینفعان محلی در راستای حکمرانی مرتع (منطقه مورد مطالعه: روستای سفیدشبان شهرستان تفرش)
نویسندگان
1 گروه احیاء مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.
2 موسسه کسبوکار اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 گروه احیاء مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.
doi
10.22059/jnrg.2024.382575.1017چکیده
حصول اطمینان از مدیریت پایدار و حفاظت از مراتع، به عنوان بزرگترین بیوم جهان، به سبب ارائه خدمات حیاتی همچون تنوع زیستی، ترسیب کربن، امرار معاش و تامین امنیت غذایی بشر و پیوند با ذینفعان مختلف ضروری است و نیاز به اجماع و همکاری بین ذینفعان مختلف این نظام اجتماعی-اکولوژیک دارد. مدیریت مشارکتی لازمه حکمرانی پایدار مرتع است و تحقق این امر مستلزم شناخت روابط پیچیده ارزشهای محیط زیستی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ادغام آنها است. در این مطالعه که با هدف تحلیل سرمایه اجتماعی شبکه ذینفعان محلی در سامان عرفی سفیدشبان در شهرستان تفرش با تعداد 13 بهرهبردار انجام شد، بر اساس رویکرد تحلیل شبکه، دو بعد اساسی سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد و مشارکت، با استفاده از روش شبکه کامل و با بکارگیری شاخصهای تراکم، تمرکز، دوسویگی، انتقال پذیری و میانگین فاصله ژئودزیک مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد شاخصهای شبکه اعتماد و مشارکت بهرهبرداران از وضعیت مطلوبی برخوردار است که اشاره به سطح بالای اعتماد، هماهنگی، همکاری و سرمایه اجتماعی در شبکه دارد و زمینه را برای خودسازماندهی و حلتعارضات فراهم نموده است. با این حال، علیرغم تراکم بالا، میزان تمرکز شبکه پایین است که نشان میدهد تصمیم نوآوری جمعی در این روستا با سرعت کمتری به پذیرش میانجامد، زیرا افراد زیادی در فرآیند تصمیمگیری شرکت دارند. با توجه به بالابودن سرمایه اجتماعی در این شبکه، پیشنهاد میشود برای تقویت پایداری نظام حکمرانی مرتع، توجه بیشتری بر برگزاری دورههای آموزشی-ترویجی، اجرای برنامههای توسعه مالی با رویکرد مشارکتی و ارائه مشاغل جایگزین دامداری متمرکز گردد.