سازگاری کشاورزی آبی استان گلستان به کم‌آبی از طریق الگوی کشت

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکتری اکولوژی گیاهان زراعی، گروه زراعت، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران.

2 دانشیار گروه زراعت، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران

3 نویسنده مسئول، استاد گروه زراعت، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران.

4 دانشجوی دکتری اگرواکولوژی، گروه زراعت، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران.

5 استاد مدعو گروه اقتصاد کشاورزی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران

doi
10.22069/jwsc.2025.22595.3741
چکیده

سابقه و هدف: بیش از نیمی از برداشت آب برای کشاورزی در کشور اضافه برداشت می‌باشد که آسیب‌های جبران‌ناپذیری بر زمین، محیط‌زیست، منابع آب، پایداری کشاورزی و امنیت اجتماعی-اقتصادی کشور داشته و خواهد داشت. از این رو نیاز مبرمی به اجرای روش‌های صرفه جویی آب و سازگاری با کم‌آبی وجود دارد. یکی از این روش‌ها، اصلاح الگوی کشت است و ضروری است اهمیت آن در مقیاس منطقه‌ای مورد بررسی قرار گیرد. هدف از مطالعه حاضر، برآورد حجم آب آبیاری خالص در شرایط کشاورزان برای گیاهان متنوع در کل استان گلستان و سپس بهره‌گیری از آن برای بهینه‌سازی الگوی کشت با هدف حداقل‌سازی برداشت آب بود. در الگوی بهینه عدم کاهش بازده برنامه‌ای ناخالص کشاورزان و معیارهای پایداری کشاورزی لحاظ گردید. مواد و روش‌ها: محدوده‌ی مطالعاتی در این پژوهش، استان گلستان بود و بیش از 30 گیاه کشاورزی این استان تحت پوشش مطالعه قرار گرفتتند. برای برآورد حجم آب آبیاری خالص در شرایط کشاورزان از سیستم SAWA استفاده شد. بدین منظور کل سطح زیر کشت استان به 10 پهنه اگرواکولوژیک تقسیم شده و رشد، عملکرد و حجم آب آبیاری خالص بیش از 30 گیاه در شرایط کشاورزان در این پهنه‌ها با کمک یک مدل شبیه‌سازی که برای شرایط کشاورزان واسنجی شده بود، برآورد گردید. بهینه سازی الگوی کشت با هدف حداقل سازی حجم آب کاربردی خالص در شرایط مزارع کشاورزان در کل استان صورت گرفت. برای بهینه‌سازی الگوی کشت، فرض شد که اضافه یا کاهش تولید محصولات مختلف مشکلی ایجاد نمی‌کند و با صادرات یا واردات داخلی (بین استانی) یا خارجی حل می‌شود. همچنین فرض شد بازده برنامه‌ای ناخالص کشاورزان در الگوی بهینه شده تغییر نکند و سطح زیر کشت گیاهان دایمی و بقولات که نقش مهمی در پایداری کشاورزی دارند کاهش نیابد. به استثنای گندم و برنج، حداقل سطح زیر کشت گیاهان 40 درصد فعلی و حداکثر آن 5/2 برابر فعلی لحاظ شد. برای گندم حداقل سطح زیر کشت 70 درصد فعلی و حداکثر آن 5/2 برابر فعلی و برای برنج حداقل سطح زیر کشت 20 درصد فعلی و حداکثر آن برابر با مقدار فعلی منظور شد.یافته‌ها: در الگوی فعلی گندم (با 40%)، برنج (23%)، گیاهان روغنی سرمادوست (11%)، گیاهان روغنی گرمادوست (9%)، درختان سرمادوست (5%)، جو (3%) و سبزی-صیفی (3%) مهم‌ترین سهم‌ها از سطح زیرکشت فعلی استان را به خود اختصاص داده‌اند. مهم‌ترین تغییرات سطح زیرکشت در اثر بهینه‌سازی الگوی کشت عبارت بودند از افزایش در گندم (23% افزایش نسبت به فعلی)، درختان میوه سرمادوست (96%) و سبزی-صیفی (138%) و کاهش در برنج (77%)، گیاهان روغنی سرمادوست (60%)، گیاهان روغنی گرمادوست (22%)، جو (60%) و ذرت دانه‌ای (60%). در الگوی کشت کنونی بیشترین سهم از حجم آب آبیاری استان به ترتیب به برنج (64%)، گندم (12%)، گیاهان روغنی گرمادوست (7%)، درختان سرمادوست (5 %) و سبزی-صیفی (3 %) تعلق داشت. یافته کلیدی مطالعه حاضر این بود که بهینه‌سازی الگوی کشت در استان گلستان بدون این‌که درآمد کشاورزان کاهش یابد و با لحاظ معیارهای پایداری کشاورزی می‌تواند تا 41 درصد حجم آب کاربردی در شرایط کشاورزان و در نتیجه برداشت آب در استان را کاهش دهد (از 1338 به 785 میلیون مترمکعب در سال). مهم‌ترین تغییرات در حجم آب کاربردی خالص در کل استان عبارت بودند از افزایش در گندم (23% افزایش نسبت به فعلی)، درختان سرمادوست (105%) و سبزی-صیفی (143%) و کاهش در برنج (77%)، گیاهان روغنی سرمادوست (60%)، گیاهان روغنی گرمادوست (19%) و ذرت دانه‌ای (60%). نتیجه گیری: بهینه‌سازی الگوی کشت به تنهایی می‌تواند تقریباً دو برابر کاهش مدنظر وزارت نیرو در مصرف آب، صرفه‌جویی ایجاد کند. با توجه به این‌که تغییر الگوی کشت گزینه هزینه‎بری نیست و با یک سری سیاست‌گذاری و قیمت‌گذاری نیز قابل انجام است، انتظار می‌رود بیش‌ از پیش به آن پرداخته شود.