سنجش تعاملات و همکاریهای بین سازمانی در مقالات علمی حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران با رویکرد مدل مارپیچ سهگانه
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه علمسنجی، دانشگاه یزد، یزد، ایران
2 دانشیار گروه علم اطلاعات و دانششناسی، دانشگاه یزد، یزد، ایران.
3 استادیار، گروه علم اطلاعات و دانششناسی، دانشگاه یزد، یزد، ایران
doi
10.22091/stim.2022.8390.1824چکیده
هدف: مدل مارپیچ سه گانه تعاملات بین دانشگاه، صنعت و دولت را مورد سنجش قرار میدهد و به عنوان یک چارچوب هنجاری برای درک تعاملات بین بازیگران اصلی در سیستمهای نوآوری توسط محققان استفاده میشود. هدف اصلی پژوهش حاضر، تحلیل پویایی تعاملات سازمانی در تولید مقالات علمی حوزۀ مهندسی برق و الکترونیک ایران است. لذا، پژوهش حاضر به سنجش کمّی وضعیت همکاریهای بین سازمانی در مقالات علمی حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران با رویکرد مدل مارپیچ سهگانه در گستره کشور ایران پرداخته است. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده که با استفاده از مدل مارپیچ سهگانه و براساس شاخص رسانش عدم قطعیت T(UIG) به عنوان شاخص تعامل دانشگاه-صنعت-دولت انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 19802 مقاله علمی نمایه شده در پایگاه وب آو ساینس از ایران در حوزۀ مهندسی برق و الکترونیک (2019-2010) است. پس از استخراج دادهها، در این پژوهش، از نرمافزار TH بهمنظور تبدیل دادهها به فرمت اکسل و محاسبه عدم قطعیت تعاملات ارکان استفاده شد. بهمنظور تحلیل مناسب در این خصوص، ابتدا براساس روند مرسوم و متداول تحقیقات این حوزه دانشگاه با کد U، صنعت با کد I، دولت با کد G در نظر گرفته شد. یافتهها: یافتههای پژوهش موید این است که تعداد مقالات در بازه زمانی مورد بررسی رشد یافته و از 1019 مقاله در سال 2010 به 3216 مقاله در سال 2019 رسیده است. در بررسی روند رشد مقالات هر یک از ارکان مشخص شد که تولید مقالات در هر سه رکن دارای رشد صعودی بوده و ضریب رشد مقالات از سال 2010 تا سال 2019 برای دانشگاه 0.63، صنعت 2.5 و دولت 1.8 بوده است. بیشترین همکاری بین دانشگاه و صنعت صورت گرفته و کمترین میزان همکاری بین دولت و صنعت واقع شده است. یافتهها، همچنین نشان داد بالاترین میزان تعاملات مربوط به دانشگاه- دولت در سال 2010 و پایینترین تعاملات مربوط به دولت- صنعت است که در اکثر سالها نزدیک به صفر بوده و نشاندهنده استقلال و عدم ارتباط ارکان مذکور است. یکی از نتایج قابلتوجه این است که در سالهای 2010-2019 تعامل بین دانشگاه- صنعت در تضاد با تعامل دوگانه دانشگاه- دولت بوده است. تعامل دانشگاه- صنعت با تعامل صنعت- دولت طی سالهای مورد بررسی همسو بوده است. در سال 2014 تعامل بین ارکان دوگانه و سهگانه صفر بوده است، در حالیکه تعامل دانشگاه- صنعت در این سال به بالاترین میزان خود میرسد. همچنین، در سال 2014 بالاترین تعامل بین ارکان دوگانه مربوط به دانشگاه- صنعت صورت گرفته است و در خصوص روابط سهگانه در سال 2010 بیشترین میزان تعامل سهگانه بین ارکان دانشگاه- صنعت- دولت مشاهده میشود. براساس مقادیر شاخص T، بیشترین میزان تعاملات ارکان دوگانه و سهگانه به ترتیب بین دانشگاه- دولت، دانشگاه- صنعت- دولت، دانشگاه- صنعت، و صنعت- دولت دیده شده است. تعامل ارکان دوگانه و سهگانه در سال 2014 نزدیک به صفر بوده، ولی در این سال تعامل دانشگاه- صنعت روندی بسیار افزایشی داشته که حاکی از عدم سرمایهگذاری دولت بر صنعت بوده و به عبارتی هرکجا که نقش دولت کمرنگتر میشود، نقش صنعت نمایانتر است. نتیجهگیری: در مجموع، در حوزۀ مهندسی برق و الکترونیک ایران، نمودار تعامل بین ارکان سهگانه در سالهای مختلف دارای نوسانات بسیار اندکی بوده و پیشرفتی نداشته است. جدا بودن ساختارهای نهادی و در نتیجه، افزایش روندهای دیوانسالاری میاننهادی، مانع تعامل موثر شده و حوزههای نهادی مانند دانشگاه و صنعت به داشتن نقشی منفعلانه در فرآیند تولید دانش یا به اشتراکگذاری دانش شناخته میشود. بر این اساس، توسعه برخی سیاستهای علم و فناوری و راهبردهای پژوهشی و صنعتی برای ارتقای شبکه نوآوری دانشگاه-صنعت-دولت به عنوان یک ضرورت پیشنهاد شده است. یکی از نکات بسیار مشهود این پژوهش، اهمیت حضور بخش دولتی است که با حمایت از ارکان علمی میتواند نقش مؤثری را در تعاملات داشته باشد. با توجه به شرایط خاص حاکم بر تولیدات علمی کشور، جایگاه حمایتهای دولتی و انگیزشهای موجود که از طریق این بخش به فضای علمی تزریق میشود، هدایت و توسعه اقدامات پژوهشی و تسریع تولید علم در کشور مشخص خواهد شد. یکی از راهکارهای اهتمام بیشتر به توسعه فناوری و تعامل بیشتر دو رکن دانشگاه- صنعت نیز سیاستگذاریهای حمایتی و هدایتی دولت است که در صورت وجود هوشمندی بیشتر، شاید زمینهساز تقاضامحوری و مسئلهمحوری پژوهشهای دانشگاهی و ارتقای نوآوری و توسعه فناوری در بخش صنعت و افزایش بهرهبرداری از سرمایههای فراوان بخش دانشگاهی کشور باشد. با توجه به یافتههای حاصل از پژوهشهای متعدد، استفاده از رویکرد مدل مارپیچ سهگانه و قابلیتهای آن در سنجش و پویایی دانش و تعاملات و همکاریهای فناورانه و دانشی و حتی تولیدی در حوزههای مختلف دانش توصیه میشود.