در جستجوی معنای رنج؛ واکاوی تجارب زیستۀ قربانیان تجاوز جنسی در ایران
نویسندگان
1 مرکز تحقیقات روانپزشکی و علوم رفتاری، دانشگاه علوم پزشکی تبریز، تبریز، ایران
2 گروه جامعه شناسی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
3 گروه پژوهشی جامعه شناسی شهر و روستا، موسسه تحقیقات اجتماعی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
doi
10.22059/jisr.2025.390027.1585چکیده
خشونت بهمثابۀ رفتاری که به نحو مؤثری در عرصۀ اجتماع خودنمایی میکند، از منظر جامعهشناختی قابلتحلیل است. پدیدۀ خشونت بهخصوص خشونت جنسی پدیدهای چندعاملی است. بر این مبنا علت و ابعاد بروز آن را باید در شکلهای مختلف و مسائل بسیاری سراغ گرفت. این مطالعه با هدف بررسی نقش مادران در بزهدیدگی جنسی دختران انجام گرفته است.روش مطالعۀ حاضر کیفی از نوع پدیدارشناسی است. دادهها با استفاده از تکنیک مصاحبۀ عمیق و نیمهساختاریافته با رعایت اشباع نظری از بین 21 نفر از زنان و دختران کشور که حداقل یک بار مورد تجاوز جنسی قرار گرفتهاند، به روش نمونهگیری هدفمند و با رعایت حداکثر تنوع بهدست آمده است.با توجه به پاسخها، شش مقوله مشخص شدند: 1. گسست و بحران در نقش مادری؛ 2. مادر و بازتولید آسیبهای جنسی و عاطفی؛ 3. انفعال و انقیاد (مادران بیقدرت)؛ 4. شکست مادری؛ 5. تبعیض جنسیتی مادری؛ 6. روابط آشفتۀ مادری. مقولۀ مرکزی در این پژوهش، چرخۀ بحران مادری، گسست نقش و زخمهای بازتولید است.یافتهها نشان میدهد این مادران نقش مهمی در قربانیشدن دخترانشان داشتهاند. نهایت امر اینکه مطابق یافتهها، بحران مادری یک چرخۀ خودتکثیرشونده است. مادرانی که به هر دلیلی خود قربانی ساختارهای خشونت بودهاند، در بازتولید آسیبها در نسل بعدی نقش مهمی داشتهاند. این چرخه محصول درهمتنیدگی عوامل ساختاری (مانند نابرابری جنسیتی)، نهادی (مانند ناکارآمدی سیستمهای حمایتی)، و بینفردی (مانند ارتباطات خانوادگی مشوش) است؛ بنابراین خشونت جنسی صرفاً اتفاقی ساده نیست، بلکه فرایندی است که ریشه در بسترهای ژرف دارد.