تاثیر تحولات مدیریت دانش و سازگاری سازمانی بر ابعاد سهگانه فرآیند عملکرد داخلی، عملکرد مشتری و یادگیری و رشد
نویسندگان
1 دانشیار گروه مدیریت و حسابداری، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه مدیریت و حسابداری، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران.
doi
10.22091/stim.2022.8353.1812چکیده
هدف: بکارگیری مدیریت دانش در سازمانها و توسعه آن با توجه به تحولات روزافزون مدیریت دانش، از عوامل تاثیرگذار بر عملکرد سازمان بوده و منجر به بهبود یادگیری و رشد سازمانی و عملکرد مشتریان میشود و یک الزام بهشمار میرود. همچنین تدوین استراتژی مدیریت دانش و استراتژی شخصی مدیریت دانش از عوامل تاثیرگذار بر تحولات مدیریت دانش میباشند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر تحولات مدیریت دانش و سازگاری سازمانی بر ابعاد سهگانه فرآیند عملکرد داخلی، عملکرد مشتری و یادگیری و رشد است. روش: پژوهش کاربردی حاضر، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعۀ آماری شامل کلیۀ کارکنان و کارشناسان شعب بانک ملت استان قم بودند. نمونه آماری پس از انجام پیشآزمون و تایید روایی و پایایی و تعیین انحراف واریانس نمونه اولیه، طبق فرمول کوکران برابر با 101 نفر به دست آمد که به صورت غیراحتمالی در دسترس به پرسشنامهها پاسخ دادند. ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامه بود. پس از گردآوری پرسشنامهها، برای تجزیه و تحلیل دادهها از مدل معادلات ساختاری استفاده شد، که یک مدل کامل معادلات ساختاری آمیزهای از نمودار مسیر و تحلیل عاملی تأییدی است. ضریب پایایی کرونباخ در این مطالعه برای تمامی متغیرها بالاتر از 7/0 بوده که از حداقل مقدار استاندارد بیشتر است. لذا، سنجهها پایایی بالایی دارند. همچنین باگازی و یی استاندارد بالای 6/0 برای پایایی ترکیبی (CR) گزارش شده است. تمامی مقادیر (CR) متغیرها، بیش از 6/0 میباشد، بنابراین، مدل اندازهگیری از پایایی ترکیبی مناسبی نیز برخوردار است. برای بررسی روایی همگرا در مدل PLS معیار میانگین واریانس استخراج شده (AVE) مورد تحلیل قرار گرفت و ﺗﻤﺎمی ﻣﻘﺎدﻳﺮ AVE ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺳﺎزهﻫﺎ، ﻣﻘﺪاری بیش از 4/0 را ﻧﺸﺎن دادند و اﻳﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﮔﻮﻳﺎی ﺣﺪ ﻗﺎﺑﻞ قبول برای روایی ﻫﻤﮕﺮای پرسشنامه است. در این پژوهش از مدلیابی معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی جهت آزمون فرضیات و برازش مدل استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد که تاثیر تحولات مدیریت دانش بر فرایند عملکرد داخلی، عملکرد مشتری و یادگیری و رشد به ترتیب با t-value 6.56، 4.97 و 6.92 تایید شدند. ولی تاثیر سازگاری سازمانی بر فرایند عملکرد داخلی، عملکرد مشتری و یادگیری و رشد به ترتیب با t-value 0.199، 0.819و 0.531 رد شدند. تاثیر استراتژی شخصی مدیریت دانش بر تحولات مدیریت دانش با t-value 4.74 تایید شد، ولی تاثیر تدوین استراتژی مدیریت دانش بر تحولات مدیریت دانش با t-value 1.69 رد شد. نتیجهگیری: طبق یافتهها، تحولات مدیریت دانش بر فرایند عملکرد داخلی، عملکرد مشتری و یادگیری و رشد، تاثیر مثبت و معنیداری دارند. بنابراین، توجه به تحولات مدیریت دانش، به سازمانها در بهبود فرایند عملکرد داخلی آنها و یادگیری و رشد اعضای سازمان کمک کرده و عملکرد مشتری را نیز بهبود میبخشد. همچنین سازمانها با اتخاذ استراتژی شخصی مدیریت دانش میتوانند در تاثیر بر تحولات مدیریت دانش موفقتر عمل نمایند. لذا، میتوان گفت قابلیتهای مدیریت دانش و توانایی سازمان برای مدیریت موثر دانش که در سایه تحولات مدیریت دانش تکامل یافته است، مبنایی مشترک برای دستیابی به تعامل در اختیار کارکنان قرار میدهد که اثربخشی آن در خلق ارزش برای سازمان از طریق اثرگذاری فرآیندهای دانش بر فرایند عملکرد داخلی سازمان پدیدار میشود. همچنین تحولات مدیریت دانش منجر به یادگیری و رشد سازمانی به عنوان مهمترین ابزار تحول مدیریت دانش که فرآیند خلاقیت مداوم از طریق خلق دانش جدید است، خواهد شد و در صورت ادغام مدیریت ارتباط با مشتری با مدیریت دانش (بهمثابه یک راهبرد ضروری برای محیطهای پیچیده، پویا) میتوان فرایندهای کسبوکار را بهبود بخشیده و سبب ارتقاء سطح رضایت مشتریان، سودآوری و وفاداری مشتریان گردید. با توجه به تایید تاثیر تحولات مدیریت دانش بر فرآیند عملکرد داخلی، پیشنهاد میشود با استفاده از تحولاتی که در زمینه مدیریت دانش ایجاد شده، از طریق سادهسازی فرایندهای داخلی بانک، افزایش کیفیت خدمات بانک و ایجاد نوآوری در ارائه خدمات، بتوانند در بهبود فرایند عملکرد داخلی موثر واقع شوند. همچنین با توجه به تایید تاثیر تحولات مدیریت دانش بر یادگیری و رشد، پیشنهاد میشود مدیران با فراهم ساختن شرایط مناسب، با استفاده از قابلیتهای مدیریت دانش و تحولاتی که در این زمینه رخ داده است، به یادگیری و رشد سازمانی پرداخته و منجر به ارتقاء مهارت و رضایت کارکنان و همچنین منجر به ارتقای خدمات ارائه شده به مشتریان و جلب رضایت مشتریان شوند. با عنایت به نتایج این پژوهش، به نظر میرسد سازمانهایی که فعالیتهای خود را براساس مدیریت دانش انجام میدهند و به یادگیری مداوم سازمانی میپردازند، با تحولات عرصه مدیریت دانش همگام شده و در نهایت از کارآیی، اثربخشی، بهرهوری و کیفیت خدمات بالاتری برخوردار خواهند بود. با توجه به تایید تاثیر تحولات مدیریت دانش بر عملکرد مشتریان، پیشنهاد میگردد در سازمانها بویژه سازمانهای مالی، از طریق تلفیق مدیریت ارتباط با مشتری و مدیریت دانش، فرایندهای کسبوکار را بهبود بخشیده و سبب ارتقاء سطح رضایت مشتریان، سودآوری و وفاداری مشتریان گردند.