نسبت میان تحولات جامعه جهانی و دخالت دولت جمهوری اسلامی ایران در اقتصاد (دهه 1360)

نویسندگان

1 استاد علوم اجتماعی، گروه دانش اجتماعی مسلمین، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری، گروه دانش اجتماعی مسلمین، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
چکیده

یافتن دولتی در طول تاریخ بدون هیچ‌گونه مداخله در اقتصاد، احتمالا وظیفه دشواری را برعهده پژوهشگر خواهد گذاشت. درواقع همه دولت‌ها به اقتصاد ورود می‌کنند و آنچه ماهیت آنها را متمایز می‌سازد، نه نفس ورود به اقتصاد، بلکه میزان»، «روش»ها و «جهت‌گیری» دخالت دولت در اقتصاد (درجهت نفع یا ضرر اقشار و گروه‌های خاص) است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی میزان، روش‌ها و جهت‌گیری دخالت دولت جمهوری اسلامی در اقتصاد طی دهه 1360و بررسی نسبتی است که با نظم بین‌الملل و تغییرات آن برقرار می‌کند. این پژوهش با استفاده از روش مطالعه کتابخانه‌ای و اسنادی، به نتایج زیر دست یافته است: 1- هرچند براساس ارقام سند بودجه می‌توان گفت که به‌طور کلی میزان دخالت دولت در اقتصاد در دهه شصت از دوره قبل و بعد از آن کمتر بوده اما باتوجه به عدم شمولیت سند بودجه، امکان یک قضاوت جامع درمورد میزان دخالت وجود ندارد. 2- در دوره اول دهه شصت، از روش‌هایی برای مداخله در اقتصاد استفاده شده است که ذیل عنوان «عدالت‌محور» و «دولت‌گرا» توصیف می‌شوند درحالی‌که از نیمه دهه و خصوصا در اواخر دهه شصت، از روش‌های موسوم به تعدیل اقتصادی استفاده شده است. 3- درحالی‌که در اوایل دهه تلاش شده تا منافع طبقات محروم و بخش تولیدی لحاظ شود، در اواخر این دهه، سیاست‌های اقتصادی به‌سود بخش مالی و طبقه‌ای از سرمایه‌داران که عمدتا تجاری بودند، تغییر کرد. 4- درمورد نسبت تغییرات مذکور با جامعه جهانی و نظم نوین آن، می‌توان از تعبیر «هماهنگی همراه با مقاومت» استفاده کرد.