تحلیلی بر اصالت «نظام اخلاق اسلامی»
نویسندگان
1 استادیار، دکتری علوم تربیتی، گروه علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، گرگان، ایران.
2 استادیار، مدرسی معارف اسلامی، گروه معارف، دانشگاه فرهنگیان، اصفهان، ایران
3 دکتری علوم تربیتی، رئیس گروه پژوهش اداره کل آموزش و پرورش، اصفهان، ایران.
doi
10.22034/riet.2021.7915.1001چکیده
هدف پژوهش حاضرتحلیلی بر اصالت «نظام اخلاق اسلامی»است.در اینپژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، دیدگاه افرادی بررسی شده است که منکر «نظام اخلاق اسلامی» شدهاند. در این پژوهش، بر دیدگاههای منکران «نظام اخلاق اسلامی» و نیز اندیشمندان مسلمان برای تلفیق آراء فلاسفه یونان تاکید و بر روی دو کلیدواژۀ مهم این نظام، یعنی «فضیلت» و «عدالت» به عنوان دو مؤلفۀ مؤثر در تدوین ساختار نظام اخلاق اسلامی، تمرکز شده است. نتایج نشان داد که برخی از دلایل منکران نظام اخلاق اسلامی تا حدودی موجه است، ازجمله اینکه کتب اخلاقی در طول تاریخ تحت تأثیرآموزههای اخلاق یونان (بویژه افلاطون و ارسطو) قرار گرفتهاند و اینکه عدالت ارسطویی بیشتر از نوع «عدالت اجتماعی» است که از «فرد» آغاز میشود و به تقسیم مواهب، درآمد، سود، قضاوت و داوری منجر میگردد. همچنین آموزههای اخلاقی در آیات و روایات منسجم نیست و به صورت پراکنده است. با این وجود، همۀ این دلایل باعث نمیشود که تلاش ارزشمند اندیشمندانی همچون ابن مسکویه، خواجه نصیر طوسی، ملامهدی نراقی و دهها اندیشمند دیگر را در تدوین نظام اخلاق اسلامی حاصل بیتوجهی به داشتههای بومی خود تلقی کنیم.