شناسایی و اولویتبندی معیارهای مدیریت دانش در موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد، موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی، تهران، ایران.
2 دانشیار، گروه علم اطلاعات و دانششناسی، دانشگاه قم، قم، ایران
doi
10.22091/stim.2023.7516.1681چکیده
هدف: مأموریت سازمانهای پژوهشی و آموزشی، آنها را به سازمانی دانشبنیان تبدیل کرده است که جهت عملکرد مؤثر و دستیابی به چشمانداز، نیازمند برخورداری از راهبرد مناسب و شفاف در این زمینه هستند. لذا، هدف پژوهش حاضر شناسایی و اولویتبندی نیازمندیهای مدیریت دانش در موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی است. نیازمندیهای مدیریت دانش مبتنی بر ادبیات پژوهش، از پیشینههای پژوهش و پرسشنامههای استاندارد و طوفان فکری، براساس دیدگاه خبرگان و مدیران موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی با روش دلفی فازی و کاربست تکنیک فاصلهای اولویتبندی شدند.روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر روش پژوهش و گردآوری دادهها توصیفی از نوع پیمایشی، از نظر مبنای نوع دادههای گردآوری شده از نوع کمّی بوده و ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بوده است. خبرگان مطالعه حاضر، مدیران موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی و متخصصان مدیریت دانش در سال 1400 هستند. شیوه نمونهگیری جامعه پژوهش قضاوتی بوده و نمونهها براساس خبرگی بوده است. معیارهای پژوهش از بررسی مطالعات مدیریت دانش در مؤسسات استخراج شد. برای تحلیل معیارهای پژوهش، دو پرسشنامه خبرهسنجی فازی و اولویتسنجی کداس بین خبرگان توزیع شد. پرسشنامههای خبرهسنجی با تکنیک دلفی فازی، و پرسشنامههای اولویتسنجی با تکنیک کداس ارزیابی شدند. به دلیل اینکه مقولههای پرسشنامه از مرور پیشینه مقالات بینالمللی و داخلی معتبر حوزههای مدیریت دانش در مؤسسات به دست آمد، هر دو پرسشنامه خبرهسنجی و اولویتسنجی، از روایی مطلوبی برخوردار بودند. همچنین به دلیل انتخاب حجم مناسب نمونه (15 نفر) و غربال معیارها، پرسشنامه اولویتسنجی از پایایی برخوردار بود.حجم نمونه در این پژوهش برابر 15 نفر بود که برای روشهای خبرهمحور دارای ماهیت قضاوتی، عدد مطلوبیاست.یافتهها: بر مبنای تحلیل کداس، اولویت اول عوامل همراستا کردن فعالیتهای مدیریت دانش با چشمانداز و مأموریت سازمان، اولویت دوم فراهم بودن زمینه ارتباطی افراد سازمان از طریق تکنولوژیهای ارتباطی (اینترنت، اینترانت، چت روم، وبینار و...)، اولویت سوم حمایت مدیران اجرایی سطح بالا از فعالیتهای دانشی، اولویت چهارم وجود سیستمهایی برای جذب و انتقال ایدهها و تجارب جدید، اولویت پنجم پایگاهی برای آرشیو اطلاعات پروژههای انجام شده، اولویت ششم روزآمدسازی مداوم دانش تخصصی سازمان، اولویت هفتم ارتقای آگاهی کارکنان در زمینه مزایای به کارگیری دانش، اولویت هشتم زمینه وجود فرایند دریافت نیازهای بهرهبرداران از طریق واحدهای اجرایی و نیز مشارکت مستقیم آنها در اجرای طرحها، به ترتیب 8 اولویت را در نیازمندیهای مدیریت دانش در سازمان دارند. پیشنهادهای کاربردی پژوهش به این شرح است: انتصاب مدیر برنامههای دانشی برای توسعه داراییهای دانش سازمان؛ ایجاد تیمهای کسبوکار مبتنی بر فناوری اطلاعات؛ توسعه و گسترش علت و هدف مدیریت دانش با کمک و حمایت مدیران ارشد جهت استقرار مدیریت دانش در موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی؛ موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی به جای اینکه مدیریت دانش را سیستمی برای نگهداری و ذخیره دانش خود تلقی کند، بایستی با ایجاد نقشۀ دانش، بانکهای اطلاعاتی ایجاد نماید، تا تمامی پرسنل سازمان را شناسایی نموده و برحسب تخصص و دانش خاص، اطلاعات آنها ذخیره گردد، تا در مواقع مورد نیاز جهت رفع نیاز سازمان به آن اطلاعات دسترسی داشته باشد.نتیجهگیری: شناسایی و اولویتبندی نیازمندیهای مدیریت دانش در سازمان، به مدیران کمک میکند تا با توجه به حوزه گسترده و متنوع مباحث و موضوعات موجود در این حوزه، منابع محدود مالی، زمانی و انسانی خود را جهت پیادهسازی مدیریت دانش به موارد ارجح و اولویتدار اختصاص دهند.