یکجانبهگرایی ایالات متحده امریکا و تضعیف حقوق بین الملل؛ با نگاهی بر تأثیرات آن بر جمهوری اسلامی ایران
نویسندگان
1 دانشیار حقوق بین الملل، دانشگاه پیام نور ، تهران، ایران.
2 دانشیار حقوق بین الملل، دانشگاه پیام نور ، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری حقوق بین الملل عمومی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
چکیده
قدرتهای بزرگ در عرصه نظام بینالملل دارای توانمندیهای زیادی در زمینههای مختلف هستند که آنها را در موقعیت ممتازی برای فعالیت در عرصههای گوناگون بینالمللی، بویژه حقوق بین الملل قرار داده است. در دوره مدرن که دوره زمانی بعد از 1945 را در بر میگیرد، قدرتهای بزرگ، بویژه ایالات متحده امریکا به عنوان هژمون، در عرصه نظام بینالملل، علاوه بر توسعه حقوق بینالملل سنتی، در بسیاری از موارد به قواعد حقوقی جدید شکل دادهاند. علاوه بر همکاری و رقابت قدرتهای بزرگ، یکجانبهگرایی آنها نیز میتواند آثار زیادی بر حقوق بینالملل داشته باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی نتایج و پیامدهایی است که یکجانبهگرایی امریکا بر حقوق بینالملل داشته است. بدین لحاظ سؤال این است: یکجانبهگرایی امریکا چه تأثیری بر تغییر و تحول حقوق بینالملل داشته است؟ در ادامه این فرضیه مطرح میشود که با توجه به ظرفیت و توانایی بالای هژمونی در عرصه روابط بینالملل، در حوزه حقوق بینالمللی نیز عملکرد یکجانبهگرایانه این کشور اگرچه میتواند در مواردی منجر به ایجاد عرف بینالمللی شود، ولی در عمل تغییراتی در راستای منافع امریکا و ضعف کارکردی حقوق بین الملل به همراه داشته است. پژوهش حاضر یکجانبهگرایی امریکا در عرصه حقوق بینالملل را در سه حوزه ایجاد عرف بینالمللی، پیامدهای فرامرزی حقوق داخلی و تفسیر قواعد حقوق بینالمللی با استفاده از روش ردیابی فرایند مورد بررسی قرار داده است. بر این مبنا با تعیین مقطع زمانی از دوره جرج دبیلو بوش به بعد، شواهد لازم برای نشان دادن یکجانبهگرایی امریکا جمع آوری و تأثیرش بر حقوق بینالملل بیان میگردد.