بررسی تلقی کانت از وجود، با تاکید بر مواجهه آن با حکمت صدرائی

نویسندگان

1 دکتری فلسفه اسلامی، دانشگاه اصفهان؛ دانش آموخته خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم، ایران.

doi
10.22034/riet.2021.8073.1008
چکیده

هدف پژوهش حاضرپاسخ به شبهه معرفت‌شناختی و وجودشناختی کانت با تأکید بر ظرفیت­های فلسفۀ صدرالمتألهیناست.روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و علاوه بر مقایسه مبانی دو فلسفه کانت و صدرا، نشان داده شد که چنانکه فلسفه صدرایی به غرب منتقل شده ‌بود، شاید نسبیت‌گرایی روند و روال دیگری پیدا می‌کرد و می‌توانست تاریخ تفکر بشری را به سمت و سوی دیگری سوق دهد. نتایج حاکی از آن است که اصول تفکر کانت با نقدهای کلی مواجه شده، اما فلسفه­ای با اصول مستدل متقابل، در مقابل آن رخ­نمایی نکرده است. فلسفۀ صدرا قادر است نظام فکری کانت را به چالش کشاند و پاسخ­های متفاوتی بر هستی و شناخت آن ارائه دهد. نحوۀ شناخت و علم در فلسفۀ صدرایی اعتقاد کانت بر تقدم ذهن بر اشیاء را دچار چالش می‌سازد. تلقی صدرا بر عَرَض به عنوان شأنی از جوهر، مکمّل نقد مکتب فلسفی صدرایی بر شناخت‌شناسی کانت است که متعلقِ شناخت را تنها عوارض اشیاء و نه جوهر آن­ها می‌دانست.