تحلیل پایداری بومنظامهای کشاورزی براساس شاخص پیوند آب-غذا-انرژی در محصولات گندمآبی و ذرتدانهای شمال خوزستان
نویسندگان
1 نویسنده مسئول، استادیار دانشکده علوم پایه، دانشگاه صنعتی جندیشاپور دزفول، دزفول، ایران
2 دانشآموخته دکتری محیطزیست، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران، تهران، ایران
doi
10.22069/jwsc.2024.22309.3720چکیده
سابقه و هدف: سیستمهای تولید غلات در ایران اغلب با هزینه بالا و بهرهوری پایین همراه است و به واسطه مصرف و کاربرد بیرویه نهادهها، صدمات جبران ناپذیری به محیطزیست وارد مینمایند. از مهمترین مسائل مدیریت کارآمد، دستیابی به عملکرد پایدار است. دستیابی به پایداری کشاورزی برای نسل فعلی و آینده حیاتی است. از سویی مدیریت استفاده از آب و انرژی برای تولید غذا چالش اصلی کشاورزی در کشورهای توسعه یافته است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه سطح پایداری دو محصول استراتژیک گندمآبی و ذرتدانهای در شمال استان خوزستان در سال زراعی 1399-1401 انجام گردید.مواد و روشها: در این مطالعه جهت تعیین سطح پایداری دو محصول مذکور از شاخص پایداری پیوند آب- غذا- انرژی (WFENI) بهعنوان ابزار مناسبی در راستای دستیابی به اصول پایداری استفاده شد. به این منظور، براساس روش نمونهبرداری تصادفی ساده مصاحبه با 400 نفر کشاورز گندمکار و ذرتکار از طریق پرسشنامه صورت پذیرفت. در این پژوهش جهت تحلیل پیوند آب- غذا- انرژی؛ قیمت یک سری از نهادهها طی مصاحبه با کشاورزان منطقه مطالعاتی بدست آمد، قیمت سایر ورودیها و محصولات نیز از پایگاههای اینترنتی محاسبه شده است. یافتهها: مقدار شاخص نکسوس در منطقه مطالعاتی، برای محصول گندم آبی 160/0 و برای ذرت دانهای 157/0 بدست آمد. در این مطالعه کشت گندم در مقایسه با ذرت دانهای از ناپایداری زیستمحیطی کمتری برخوردار است. یافتهها نشان داد در منطقه مطالعاتی سود حاصل از تولید گندم بیش از سود محصول ذرت است؛ که نشان میدهد تولید ذرت علاوه بر تحمیل هزینههای زیستمحیطی، هزینههای اقتصادی بیشتری را به دنبال دارد. بهعلاوه بهرهوری اقتصادی آب به میزان 05-E86/1 و بهرهوری جرمانرژی 05-E51/2 در گندمآبی محاسبه گردید. همچنین در ذرتدانهای نیز میزان بهرهوری جرمانرژی 05-E62/1 و بهرهوری اقتصادی آب 06-E01/2 بدست آمد. بوم نظام تولید گندم از لحاظ عملکرد، تجدیدپذیری و پایداری محیطی از بوم نظام تولید ذرت مطلوبتر است و فشار کمتری بر محیطزیست وارد میکند. همچنین بهرهوری آب و انرژی مربوط به گندم و ذرت بسیار پایین است.نتیجهگیری: نتایج این مطالعه میتواند بهعنوان ابزاری جامع و مؤثر برای تعیین استراتژیهای مناسب الگویکشت، مدیریت منابع آب و انرژی از طریق بهحداقل رساندن مصرف آب و انرژی و بهحداکثر رساندن بهرهوری آنها در منطقه مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین شاخص WFENI یک ابزار مهم در مدیریت مزارع است که با در نظر گرفتن جنبههای اقتصادی و زیست محیطی به عنوان یک شاخص جامع و کامل میتواند در جهت پایش فعالیتهای کشاورزی و نهایتاً دستیابی به پایداری مورد استفاده قرار گیرد. استفاده از شاخص پیوند آب- غذا- انرژی نشان داد که داشتن دیدگاه سیستمی در میان نهادههای کشاورزی میتواند هزینههای تولید را کاهش دهد، بهرهوری را در سطح مزرعه افزایش دهد و در جهت تقویت معیشت کشاورزان گام بردارد، زیرا همه عوامل تولید در سیستم کشاورزی ذاتاً به هم مرتبط هستند.