بررسی مقایسهای الگوی همکاری دانشگاه، صنعت و دولت در تحقیقات علمی هوش مصنوعی ایران، چین و آمریکا
نویسندگان
1 دکتری مدیریت، دانشگاه ناپل، ایتالیا؛ سرپرست دیدهبان هوش مصنوعی، مرکز تحقیقات هوش مصنوعی پارت، تهران، ایران
2 دکتری مدیریت فناوری، دانشگاه تهران؛ پژوهشگر دیدهبان هوش مصنوعی، مرکز تحقیقات هوش مصنوعی پارت، تهران، ایران
3 دکتری مدیریت فناوری اطلاعات، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی؛ پژوهشگر دیدهبان هوش مصنوعی، مرکز تحقیقات هوش مصنوعی پارت، تهران، ایران
doi
10.22091/stim.2022.8360.1816چکیده
هدف: پژوهش حاضر با شناسایی پژوهشیهای علمی هوش مصنوعی انجام شده توسط دانشگاه، صنعت و دولت، به دنبال ترسیم وضعیت تحقیقاتی ایران در زمینه این فناوری در مقایسه با کشورهای چین و آمریکا بهعنوان دو کشور پیشرو در هوش مصنوعی است. بر مبنای این شناخت، هدف اصلی پژوهش استخراج الگوی تعاملی دانشگاه، صنعت و دولت بهعنوان بازیگران اصلی در همکاریهای علمی - پژوهشی هوش مصنوعی در سه کشور مورد مطالعه میباشد.روش: این پژوهش برمبنای روش علمسنجی و بهرهگیری از دادههای پایگاه اسکوپوس در قلمرو زمانی 2002 تا 2021 انجام شده است. رتبهبندی کشورها براساس تعداد مستندات و میزان ارجاعدهی به 1000 سند برتر انجام شد. سپس مستندات برمبنای وابستگیهای سازمانی، به گروههای دانشگاهی، صنعتی، دولتی و بینالمللی تفکیک گردیدند. بر این مبنا، شبکه همتالیفی مستندات ایران بر مبنای همکاریهای سازمانی ترسیم شد. از طریق محاسبات رهیافت اطلاعات متقابل، کیفیت همکاریها در ایران با دو کشور دیگر مقایسه شدند. برای این منظور، بررسی معناداری آرایش دستهها و همپوشانیهای چندجانبه از طریق محاسبات آنتروپی شانون و رسانش اطلاعات صورت گرفت.یافتهها: نتایج پژوهش نشان میدهد که کشورهای چین و آمریکا با اختلافی اندک، بیشترین مستندات را در بین کشورهای مورد مطالعه داشتند و ایران در جایگاه سیام بود. از نظر میزان استناد، آمریکا با اختلاف قابل توجهی اول، چین دوم و ایران در رتبه هفدهم قرار گرفتند. با نرمال کردن تعداد پژوهشها برحسب جمعیت، درآمد و عملکرد، آمریکا علیرغم نزدیک بودن تعداد مستنداتش با چین، در جایگاه بسیار بالاتری قرار گرفت و فاصله ایران با چین در نتایج نرمال شده بسیار کمتر شد. از منظر عدمقطعیت و همافزایی تعاملات نیز همین ترتیب برقرار بود. از بین بازیگران ایران، دانشگاه تهران و پس از آن دانشگاههای امیرکبیر و شریف بیشترین تولیدات علمی را داشتهاند. دادههای دانشگاه، صنعت و دولت برای ایران بهصورت آزمایشی کم و زیاد شدند. بیشترین افزایش خروجی بر مبنای کمترین تغییر ورودی از طریق افزایش پژوهشهای صنعت بهدست آمد که نشان میدهد ورود بخش صنعت به امر پژوهش میتواند باعث افزایش همافزایی در همکاریهای پژوهشی بازیگران ایرانی شود.نتیجهگیری: تحلیل و بررسی نتایج به دست آمده نشان میدهد که مهمترین تفاوت در الگوی همکاریهای پژوهشی بین بازیگران ایرانی و بازیگران دو کشور دیگر، میزان مشارکت بخش صنعت است. از بین سه کشور مورد مطالعه، آمریکا بیشترین همکاریهای پژوهشی صنعتی را نشان میدهد. در مورد ایران نیز چنین نتیجهگیری شد که سیاست تحریک صنعت به مشارکت در تحقیقات هوش مصنوعی، بیشترین اثربخشی را خواهد داشت. این نتیجه از طریق دستکاری آزمایشی مقادیر دادهها پشتیبانی شد.