مفهوم عدالت در اندیشه ایرانشهری و اندیشه اسلامی با تکیه بر آموزه‌های نهج‌البلاغه؛ الگوسازی انقلاب اسلامی

نویسندگان

1 پژوهشگر پسادکتری اندیشه های سیاسی(غرب، اسلام و ایران) ، دانشگاه مازندران، بابلسر، مازندران، ایران

2 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه مازندران، بابلسر، مازندران، ایران

doi
چکیده

عدالت بخش قابل توجهی از مباحث اندیشه اسلامی را به خود اختصاص داده و مکاتب فکری و شخصیت‌های مختلفی بدان پرداخته‌اند و ابعاد آن را مورد توجه قرار داده‌اند(بیان مسئله). شناخت جایگاه عدالت در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی بدین جهت است که اجرا و استقرار آن در جامعه، ضامن تحقق افراد به سوی سعادت حقیقی و دستیابی به جامعه‌ای سالم است(هدف). از این‌رو، نوشتار حاضر در پی یافتن پاسخی به این پرسش اساسی است که با توجه به محوریت مفهوم عدل در جهان‌شناسی ایرانشهری و اندیشه اسلامی، نسبت این دو را بویژه با تکیه بر آراء و اندیشه‌های علی‌بن ابیطالب(ع) در نهج‌البلاغه چه صورت‌بندی مفهومی و نظری می‌توان کرد و ابعاد آن را مورد تحلیل قرار داد؟(سؤال اصلی). لذا به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای(روش تحقیق) و بهره‌گیری از الگوی هرمنوتیک پنهان‌نگاری متن‌گرا لئو اشتراوس(روش‌شناسی)، در نهایت چنین نتیجه‌گیری شد: مفهوم داد در اندیشه ایرانشهری در ارتباط منطقی با مفاهیمی چون اشه، فره شاهی، خویشکاری و ... قرار دارد و منظور از آن، قرار گرفتن در مسیر اشه[نظم حاکم بر هستی و قانون کیهانی] است. عدل در نهج‌البلاغه با استناد به منابع اصیل اسلامی با واژه قسط در قرآن قرابت نزدیکی دارد. داد در عرصه اجتماعی به شکل امنیت و صیانت از نظم کیهانی و تعادل هستی توسط شهریار صاحب فره ایزدی معنا می‌شود. اما عدالت بر اساس آموزه‌های نهج‌البلاغه دارای اصالت و ارزش ذاتی بوده و به سیاست عمومی تعبیر می‌شود که می‌توان از آن عدالت اجتماعی را نیز استنباط کرد(یافته‌ها).