شوتیسواری بهمثابۀ راهبرد بقا؛ تجربۀ زیستۀ جوانان حاشیهنشین لرستان
نویسندگان
1 گروه علوم اجتماعی، دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
2 گروه علوم اجتماعی، دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
doi
10.22059/jisr.2025.393507.1612چکیده
استان لرستان بهعنوان یکی از مناطق کمتر توسعهیافتۀ کشور، با مشکلات ساختاری در اقتصاد و کمبود فرصتهای شغلی رسمی مواجه است. این وضعیت سبب رشد اشتغال در بخش غیررسمی و شکلگیری پدیدههایی مانند «شوتیسواری» در میان بسیاری از جوانان حاشیهنشین شده است.پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی به بررسی تجربۀ زیستۀ افرادی میپردازد که وارد این حرفه شدهاند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۴ نفر از شوتیسواران در لرستان گردآوری و با تکنیک تحلیل مضمون تحلیل شدهاند.یافتهها نشان میدهد شوتیسواری پدیدهای برخاسته از نابرابریهای ساختاری و توزیع ناعادلانۀ فرصتها است. این افراد قربانی سیستمهای نهادی ناکارآمد هستند. همچنین شوتیسواری فقط یک انتخاب فردی یا تصمیم شخصی نیست، بلکه پاسخی است به مجموعهای از فشارهای ساختاری و اجتماعی، از جمله بیکاری، فقر اقتصادی، فرهنگ ماجراجویانۀ مردانه، دسترسی آسان، تبعیض در توزیع منابع و فرصتهای اقتصادی، میل به کسب درآمد و حمایت ضمنی شبکههای اجتماعی از این پدیده. نتایج نشان میدهد برای بسیاری از این جوانان، شوتیسواری نوعی راهبرد بقا در برابر ساختارهای ناعادلانه و محدودکننده بهشمار میآید. نبود فرصتهای شغلی و محرومیتهای مزمن، جوانان حاشیهنشین را بهسمت فعالیتهای غیررسمی و پرخطر سوق داده است؛ فعالیتهایی که هرچند از نظر قانونی غیرمجاز هستند، اما از دید خود آنها راهی برای بقا محسوب میشوند. درنتیجه برای کاهش گسترش پدیدههایی مانند شوتیسواری ضروری است سیاستگذاران با نگاهی ساختاری و عدالتمحور، به بازسازی فرصتهای اقتصادی، تقویت نهادهای حمایتی و ایجاد شغلهای رسمی و پایدار در مناطق کمتر توسعهیافتهای مانند لرستان بپردازند.