بررسی رابطه هوش سازمانی بر رضایت شغلی و کفیت زندگی کتابداران دانشگاهی
نویسندگان
1 استادیار، گروه علم اطلاعات و دانششناسی، دانشگاه قم، قم، ایران
2 کارشناسی ارشد، گروه علم اطلاعات و دانششناسی، دانشگاه قم، قم، ایران.
doi
10.22091/stim.2023.7482.1674چکیده
هدف: هدف از پژوهش حاضر رابطه هوش سازمانی با رضایت شغلی و کیفیت زندگی کاری کتابداران کتابخانههای دانشگاهی شهر خرمآباد هست.روششناسی: روش تحقیق توصیفی - همبستگی هست. جامعه آماری؛ کلیه کتابداران کتابخانههای دانشگاهی شهرخرمآباد بود. روش نمونهگیری تمام شمار بود (N=25). دادهها به صورت آنلاین در بین کتابداران پخش و جمعآوری گردید. ابزار گردآوری؛ پرسشنامه هوشسازمانی (آلبرخت 2003)؛ کیفیت زندگیکاری والتون (1975) و رضایت شغلی کندال و هالین (1962) بود. روایی و پایایی هر سه پرسشنامه مورد نظر توسط محققین داخلی مورد تایید قرار گرفته بود. یافته: یافتهها نشان داد که بین هوش سازمانی و رضایت شغلی و هوش سازمانی و کیفیت زندگی کاری رابطه معنیداری وجود دارد. در رابطه با پیشایندهای رضایت شغلی متغیر سرنوشت مشترک پیشبینی کننده رضایت شغلی بود. همچنین در رابطه با پیشایندهای کیفیت زندگی کاری اتحاد و توافق پیشبینی کننده کیفیت زندگی کاری بود. با توجه به نتایج بدست آمده میتوان گفت که بین ابعاد سرنوشت مشترک، تمایل به تغییر، اتحاد و توافق، دانش مشترک و فشار مشترک با رضایت شغلی رابطه وجود دارد. رضایت شغلی باعث میشود که بهرهوری کارکنان افزایش یابد، فرد نسبت به سازمان متعهد شده و سلامتی فیزیکی و ذهنی او به نوعی تضمین میشود، روحیه کارکنان بهبود پیدا کرده و از زندگی راضی باشند. در کنار این شرایط کارکنان مهارتهای جدید شغلی را فرا گرفته و به پیشبرد اهداف سازمان کمک خواهند کرد. پژوهشهای صورت گرفته نیز نشان داده است که وقتی کارکنان از کار رضایت پیدا میکنند، میزان تأخیر و یا غیبت در کار و حتی ترک خدمت کاهش مییابد.زمانی که ساختار سازمان با فرآیند انجام کار تناسب داشته باشد، رسالتهای سازمان منظم و شفاف باشد و خطمشیهای عملیاتی از رسالت سازمان حمایت کنند، کارکنان نیز به طبع از آرامش و رضایت بالایی از فعالیت در سازمان برخوردار هستند که نتیجهی آن نیز کیفیت بالای زندگی کاری خواهد بود. با توجه به این نتایج توجه به این نکته مهم و ضروری است که سازمانهای امروزی در محیط رقابتی و تغییرات فنی زیادی قرار دارند که بر فرصتهای شغلی آنها در سازمان اثرگذار هستند، بنابراین موفقیت هر سازمان تا حدود زیادی بستگی به چگونگی کیفیت منابع انسانی آن دارد. کارکنان در هر سازمانی منبع و قدرت اصلی سازمان را تشکیل میدهند. این در حالی است که در برخی سازمانها اغلب به فناوری و سیستم اهمیت بیشتری میدهند؛ در حالی که واقعیت این است که این کارکنان هستند که فناوری و سیستمها را در سازمان اداره میکنند. با توجه به عدم آگاهی کامل از کیفیت زندگی کاری در میان کارفرمایان و مدیران، اهمیت کیفیت زندگی کاری بخوبی مورد توجه قرار نگرفته است. لذا عدم وجود کیفیت زندگی کاری موجب نارضایتی از شغل، افزایش غیبت، فقدان انگیزه و روحیه، عدم تعهد سازمانی، عدم مسئولیت شغلی، چالشهای کاری و در نهایت بهرهوری پایین سازمان خواهد شد که همگی از دلایل اصلی عدم عملکرد مناسب و مطلوب در سازمان است. نتیجهگیری: مدیران در سازمان باید با ارزیابی وضعیت محیط، سازمان خود را از لحاظ هوشمندی مورد ارزیابی قرار دهند، زیرا سازمانهایی که میزان هوش سازمانی بالایی دارند در مقابله با بحرانهای محیطی، میتوانند عکسالعمل هوشمندانهای انجام دهند.