تأثیر هوش راهبردی بنگاه مادر بر اثربخشی راهبردهای احیا در توابع بحران‌زده

نویسندگان

1 مدرس دانشگاه و معاون برنامه‌ریزی و توسعه هلدینگ تاپیکو

2 مشاور و پژوهشگر فناوری دانشگاه تهران

3 پژوهشگر مدیریت بازرگانی

doi
10.22059/jed.2021.295789.653234
چکیده

یکی از فلسفه‌های وجودی بنگاه‌های مادر، ارزش افزایی در شرکت‌های تابعه است که این نقش در توابع بحران‌زده به شکل حمایت در فرایند احیا و کمک به خروج از بحران جلوه می‌کند. در این مقاله هدف آن است تا تأثیر هوشمندی راهبردی بنگاه مادر بر اثربخشی راهبردهای احیا در توابع بحران‌زده را موردبررسی قرارگرفت. این پژوهش بر اساس هدف، پژوهشی کاربردی و بر حسب گردآوری اطلاعات، پژوهشی توصیفی ـ پیمایشی است.  جامعه آماری پژوهش در بخش توابع بحران‌زده شامل شرکت‌های ایرانی در بازه زمانی سال‌های 1370 تا 1390 است که حداقل طی دو سال متوالی شاهد افول شاخص‌های مالی بوده‌اند که 42 هلدینگ به‌عنوان نمونه انتخاب شدند و در هریک به‌تناسب شرکت‌های دچار بحران تعداد 126 شرکت به‌عنوان نمونه توزیع شد. در انتخاب نمونه­ها از روش نمونه­گیری غیر احتمالی هدفمند استفاده گردید. پایایی و روایی ابزار پژوهش با استفاده از آزمون‌های ضریب بار عاملی، پایایی ترکیبی، آلفاکرونباخ، روایی همگرا و روایی واگرا اندازه‌گیری شدند. داده‌های حاصل با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی (smart- PLS2) و SPSS24 مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. نتایج آزمون فرضیه اصلی آشکار ساخت  که هوش راهبردی بنگاه مادر بر اثربخشی راهبردهای احیا و در نتیجه آن در عملکرد کسب و کار به‌صورت کلی تأثیر معناداری دارد. به‌علاوه نتایج آزمون فرضیه‌های فرعی تحقیق نیز، تأثیر معنادار هوش مادری بر کلیه راهبردهای احیا یعنی راهبرد سازمان‌دهی مجدد دارایی­ها، راهبرد سازمان‌دهی مجدد دیون، راهبرد کارایی عملیات و راهبرد تمرکز مجدد بازار-  محصول  را مورد تأیید قرار داد.