بررسی اثر عادت به رانندگی بر تغییر وسیله در پاسخ به سیاستهای مدیریتی حمل و نقل

نویسندگان

1 استادیار، مؤسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه‌ریزی، تهران، ایران

doi
چکیده

یکی از دلایل عدم توفیق در ایجاد تمایل به تغییر وسیله در رانندگان، تبدیل شدن رانندگی به عادتی برای آنهاست. اهمیت این مسأله وقتی روشن می‌شود که اعمال سیاست‌های مدیریت تقاضای حمل ونقل با هدف کاهش استفاده از خودروی شخصی مد نظر باشد. این مطالعه با در نظر گرفتن دو گروه از رانندگان؛ دسته‌ای که هر روز برای رسیدن به محل کار خود رانندگی می‌کنند و دسته‌ای که بعضی از روزهای هفته با وسیله نقلیه شخصی به محل کار خود می‌روند و بقیه روزهای هفته از سایر وسایل استفاده می‌کنند؛ و با استفاده از مدل لوجیت دوگانه، نشان می‌دهد که در شرایط مواجهه با سیاست‌های مدیریت تقاضا واکنش افرادی که عادت به استفاده هرروزه از سواری شخصی دارند در مقایسه با کسانی که گاهی از وسایلی غیر از سواری شخصی استفاده می‌کنند متفاوت است. همچنین این مطالعه بر اساس نتایج به دست آمده پیشنهاد می-کند که برای ایجاد تغییر در وسیله سفر انتخابی این دو گروه، از سیاست‌های مختلف مدیریت تقاضا، متناسب با تفاوت‌های آنها، استفاده شود. بر اساس نتایج این مطالعه کسانی که عادت به رانندگی دارند از سیاست‌های بهبود حمل و نقل همگانی تأثیر نمی‌پذیرند و تنها سیاست‌های بازدارنده استفاده از خودروی شخصی در تغییر وسیله آنها عاملی معنادار شناخته می‌شود. در حالی که در مورد کسانی که عادت به استفاده هرروزه از خودروی شخصی ندارند هر دو گروه سیاستی معنادار هستند. پژوهش حاضر بر اساس نتایج ادبیات تحقیق که به اهمیت اثر شکسته شدن عادت رانندگی بر انتخاب سایر وسایل اشاره کرده است، پیشنهاد می کند که با حذف سیاست اعطای سالانه مجوز طرح ترافیک امکان شکست عادت افرادی که هر روزه رانندگی می کنند فراهم شود.