نظام حکمرانی منابع آب در چارچوب برنامه توسعه هفتم ایران: کاربرد تحلیل شبکه نهادی
نویسندگان
1 موسسه کسب و کار اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 گروه احیاء مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 گروه احیاء مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jnrg.2025.396798.1038چکیده
بحران آب در ایران چالشی حکمرانی است که در ساختارهای عمیق نهادی ریشه دارد. این پژوهش، شبکه نهادی حاکم بر منابع آب را در چارچوب برنامه هفتم توسعه ایران بررسی و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی برای تشخیص روابط، همچنین شاخصهای تحلیل شبکه اجتماعی (SNA) ، ویژگیهای ساختاری و پیامدهای آن را بر اثربخشی و انطباقپذیری حکمرانی منابع آب ارزیابی میکند. SNA چگونگی بروز ساختاری مشکلات را در شبکه آشکار میسازد. یافتههای کمّی نشان میدهد نظام حکمرانی منابع آب با تراکم پایین شبکه (9/9 درصد)، حاکی از همکاری و انسجام سازمانی بسیار محدود است. تمرکز درجه ورودی بالا (54/73 درصد) و انتقالپذیری پایین (۳/۲۹ درصد)، تمرکز قدرت در وزارت نیرو و روابط عمدتاً یکطرفه با فقدان بازخورد مؤثر را نشان میدهد. دوسویگی بالا (۶۷/۶۶ درصد) در کنار تراکم پایین، خوشهبندی روابط و محدود شدن همکاریها در زیرگروههای درونگرا را نمایان میسازد. وزارت نیرو با بالاترین مرکزیت بینابینی (69/49 درصد)، واسطهای حیاتی است که میتواند به گلوگاه اطلاعاتی تبدیل شود. این ساختار بهعنوان یک رژیم «متمرکز ناهماهنگ» شناسایی شد که برای مدیریت مؤثر و سازگار آب نامناسب است. این رژیم اثربخشی حکمرانی را مختل میکند و مانع سازگاری نهادی با کمبود آب میشود و «شکافهای نهادی» و «نقاط ضعف در سیستمهای قانونی و نظارتی» را تأیید میکند. بهمنظور بهبود، هماهنگی و همکاری بینسازمانی باید تقویت، قدرت و مسئولیتها متوازنتر توزیع، شفافیت و مشارکت ذینفعان افزایش، ظرفیتهای نهادی بهبود و از نقشهای میانجیگری راهبردی توسط نهادهای بیطرف و دارای نفوذ بهرهبرداری شود.