اثر پوششهای درختچهای خالص و آمیخته ولیک بر تغییرپذیری مشخصهها و پویایی تنفس میکروبی خاک
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسیارشد مرتعداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تربیت مدرس، ایران.
2 نویسنده مسئول، دانشیار گروه مرتعداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تربیت مدرس، ایران.
doi
10.22069/jwsc.2023.20838.3601چکیده
سابقه و هدف: گونههای چوبی یکی از مهمترین اجزای اکوسیستمهای مرتعی به شمار میآیند. جنس ولیک (Crataegus spp.) غالب پوششهای درختچهای رویشگاههای مرتعی شمال کشور را شامل میشود. از نظر رویشگاهی، حضور این جنس گیاهی در مراتع، بصورت تاج پوشش تقریباً خالص و یا آمیخته با سایر گونههای درختچهای است. در پژوهش حاضر، اثر پوشش درختچهای با غالبیت ولیک (CM)، پوشش درختچهای آمیخته از ولیک و زرشک (CM-BI)، پوشش درختچهای آمیخته از ولیک، زرشک و گالشانگور (CM-BI-RU) و پوشش درختچهای آمیخته از ولیک، زرشک، گالشانگور و آلوچهوحشی (CM-BI-RU-PS) بر تغییرپذیری مشخصهها و پویایی تنفس میکروبی خاک در منطقه کینج استان مازندران مورد مطالعه قرار گرفته است. مواد و روشها: از هر یک از پوششهای اراضی مورد بررسی، تعداد 15 نمونه خاک (عمق 10-0 سانتیمتری) جمعآوری و به آزمایشگاه انتقال داده شد. سپس مقادیر ماده آلی، جرم مخصوص ظاهری و حقیقی، بافت خاک، پایداری خاکدانه، زیتوده درشتریشه و ریزریشه مورد اندازهگیری قرار گرفت. به منظور بررسی میزان تغییرات رطوبت، دما و تنفس میکروبی خاک، نمونهبرداری در ماههای میانی هر فصل انجام و مورد سنجش قرار گرفت. یافتهها: بیشترین مقدار ماده آلی خاک در رویشگاههای CM-BI-RU-PS و CM-BI-RU مشاهده شد. رویشگاه خالص CM دارای بالاترین مقدار جرم مخصوص ظاهری بوده، در حالی که کمترین مقدار این مشخصه به رویشگاههای CM-BI-RU-PS و CM-BI-RU اختصاص داشت. رویشگاههای CM-BI-RU-PS و CM-BI-RU دارای بالاترین مقدار تخلخل خاک بودند. پوشش درختچهای CM-BI-RU-PS دارای پایدارترین خاکدانهها بود و با کاهش تنوع گونههای درختچهای از پایداری آنها بطور معنیداری کاسته شد. بیشترین مقدار محتوی شن به رویشگاه خالص CM و بالاترین مقدار رس به پوشش درختچهای CM-BI-RU-PS اختصاص داشت. بالاترین مقدار زیتوده درشتریشه در CM-BI-RU-PS و CM-BI-RU مشاهده شد در حالی که زیتوده ریزریشه در CM-BI-RU-PS بالاترین مقدار بوده است. مشخصههای رطوبت، دما و تنفس میکروبی خاک تفاوتهای آماری معنیداری را در فصول مختلف سال و پوششهای خالص و آمیخته ولیک نشان داد. بیشترین مقادیر رطوبت خاک در رویشگاههای CM-BI-RU-PS و CM-BI-RU و فصل زمستان مشاهده شد، در حالی که بالاترین دمای خاک به فصل تابستان و رویشگاه خالص CM اختصاص داشت. تنفس میکروبی خاک نیز در فصل تابستان و رویشگاههای CM-BI-RU-PS و CM-BI-RU بیشتر از سایر فصول و دیگر پوششهای اراضی بود. مطابق با تحلیل مؤلفههای اصلی (PCA)، مقدار ماده آلی، محتوی رطوبت و همچنین میزان تخلخل خاک در رویشگاههای CM-BI-RU-PS و CM-BI-RU نقش مؤثری در افزایش تنفس میکروبی خاک این نوع از پوشش اراضی در مقایسه با سایر رویشگاهها داشت. نتیجهگیری: نتایج این پژوهش مؤید آنست که وجود تنوع گونهای در پوششهای اراضی میتواند منجربه حفظ شاخصهای کیفی خاک گردد. در همین راستا پیشنهاد میشود برای احیاء اراضی تخریبیافته مرتعی در منطقه مورد مطالعه و همچنین مناطقی با شرایط اکولوژیکی مشابه، در کنار ولیک از سایر گونههای درختچهای بومی منطقه نیز استفاده شود.