بنیاد مفهوم قانون در نظریۀ ادراکات اعتباری علامه طباطبایی
نویسندگان
1 گروه فلسفه و کلام، دانشکدۀ الهیات، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، دانشگاه تهران، قم، ایران
2 گروه فلسفه و کلام، دانشکدۀ الهیات، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، دانشگاه تهران، قم، ایران
doi
10.22059/jorr.2025.369039.1009466چکیده
علامه طباطبایی نظریۀ ادراکات اعتباری را در مقالۀ ششم کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم به صورت نظاممند عرضه کرده است. این نظریه امکانهای بسیاری را در افق علوم انسانی، از جمله در علم فقه و حقوق میگشاید. ما در این مقاله نخست تلاش میکنیم نظریۀ ادراکات اعتباری را تبیین کنیم و سپس نشان دهیم که چگونه این نظریه میتواند بنیانی برای شکلگیری مفهوم قانون باشد. علامه با تقسیم اعتبارات عملی به اعتبارات قبل الاجتماع و بعد الاجتماع ریشههای اصلی و ثابت اعتبارات انسانی را در زمینۀ عمل شخصی و اجتماعی توضیح میدهد. یکی از اعتبارات قبل الاجتماع اصل استخدام است که ضرورت اعتبار کردن قانون و به این ترتیب بنیاد آن را رقم میزند. تحلیل اصل استخدام به ما نشان خواهد داد که اعتبارِ قانون اعتباری محدودکننده برای اعتبار استخدام است، در جایی که انسان همنوع خود را ابزاری برای رسیدن به احتیاجات و غایات خود قرار میدهد. این تحلیل نهتنها به درک بهتر ماهیت قانون کمک میکند، بلکه نشان میدهد چگونه قانون، به عنوان یک ابزار تنظیمکننده، تعادل میان منافع فردی و جمعی را برقرار میسازد. از این رو، نظریۀ ادراکات اعتباری علامه طباطبایی میتواند به عنوان چارچوبی فلسفی برای تبیین نقش قانون در جوامع انسانی و نیز به عنوان پایهای برای توسعۀ نظریههای حقوقی مدرن مورد استفاده قرار گیرد.