فقه مدرن و جنگ شناختی: فقه مدرن و تحلیلی انتقادی بر رویکردهای «دارالدعوه» و «دارالتبلیغ»
نویسندگان
1 گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشکدة الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه مازندران، مازندران، ایران
2 گروه و مبانی حقوق اسلامی، دانشکدة الهیات، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران
doi
10.22059/jorr.2025.371028.1009419چکیده
این مقاله با هدف بررسی رویکردهای فقه مدرن در مواجهه با جنگ شناختی به عرصة قلم نشسته است. یافتههای این پژوهش که بر اساس روش توصیفیـ تحلیلی انجام شده نشان میدهد در رویکرد دارالدعوه مبتنی بر دیدگاه قرضاوی اسلام پیش از آنکه نیازمند تفسیر فقهی و کشف قوانین آن باشد محتاج عقل و برهان است و موفقیت اسلام در حیطة جنگ شناختی نیازمند نرمش، عبور از سختگیریهای فقهی، و تمرکز بر واقعیت به جای حقیقت است. در رویکرد دارالتبلیغ، متعلق به طارق رمضان، موضعگیری نسبت به فقه شدیدتر و خود فقه مانع اصلی گسترش اسلام است. در این رهیافت، اسلام جهت موفقیت در برابر تمدن غرب نیازمند شریعت منهای فقه است. چون فقه باب اصلی تضاد میان دو تمدن غرب و اسلام است. اما در رویکرد دارالفطره که به زعم این نوشتار رویکرد آیتالله مصباح یزدی در جنگ شناختی است فقه و استدلالهای فقهی سنگر مهمی در مقابل تمدن غرب است؛ چنان که به واسطة بهرهمندی از استدلالهای فقهی نشان میدهد اشکال اساسی دو رهیافت یادشده مداهنه است و به همین دلیل به جای بهرهمندی از اصل اخلاص در تبلیغ عموماً توجه به منویات جبهة غرب را مد نظر دارند.