ارزیابی توان واقعی ارتش محمدرضا پهلوی بر اساس رهیافت سنجش ورودی/قابلیت تبدیل استفان بیدل

نویسندگان

1 دانشیار گروه انقلاب و اندیشه سیاسی دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری جامعه شناسی سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی تهران

doi
چکیده

اشغال سریع ایران در جنگ جهانی دوم و شکست برق‌آسای ارتش رضا شاه یکی از موضوعات مهمی است که به جهات مختلف آثار زیادی بر روندهای شکل‌دهنده به تاریخ معاصر ایران گذارده است. به نظر می-رسد در نتیجه همین تاثیر بود که محمدرضا شاه با صرف هزینه‌های بالا و گاهاً غیرقابل‌توجیه در تجهیز قوای نظامی تلاش کرد تا بزرگ‌ترین ارتش منطقه را شکل دهد. در راستای همین اقدامات بود که توصیفاتی چون «پنجمین ارتش دنیا»، «بزرگ‌ترین نیروی دریایی خلیج فارس»، «پیشرفته‌ترین نیروی هوایی خاورمیانه»، «قدرت نظامی اول منطقه» و نظایر آن به شاه‌بیت حکومت محمدرضا شاه و طرفدارانش تبدیل شد. ادعایی که با گذشت چندین سال از انقلاب اسلامی همچنان هم توسط طرفداران حکومت پهلوی به گونه‌ای مطرح می‌شود که گویا پیروزی انقلاب اسلامی مانعی در برابر رسیدن ارتش ایران به جایگاه‌های یاد شده بوده است. همین موضوع سنجش قدرت واقعی ارتش محمدرضا شاه پهلوی را به یکی از موضوعات مهم حوزه تاریخ معاصر ایران تبدیل می‌کند. پُرواضح است که بررسی دقیق این موضوع می‌تواند اولاً؛ خلاء‌های مهمی از تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی را باز نماید و ثانیاً؛ تصور جای اُفتاده برای بخشی از جامعه ایرانی مبنی بر جایگاه والای ارتش شاهنشاهی ایران را بکاود. سنجشی که به دلیل عدم وجود نبردی گسترده و کلاسیک در آن مقطع هیچگاه صورت نگرفت. بر اساس همین ضرورت، در این مقاله تلاش شده تا با استفاده از رهیافت سنجش ورودی/قابلیت تبدیل استفان بیدل، ادراکی دقیق از این موضوع حاصل شود. بر اساس یافته‌های این مقاله شاخص‌ها و آمارهای ارائه‌شده توسط حکومت پهلوی درباره توان ارتش که عمدتاً در حوزه «تک معیارها» قرار داشته به دلیل وجود نوعی عدم توازان در منابع ورودی چندان قابل‌اعتنا نبوده و در سوی دیگر و از منظر قابلیت تبدیل(کسب توان و کارایی نظامی از منابع ورودی) ارتش شاهنشاهی دارای مشکلات اساسی بوده است.