ترجیح روایات معلّل در مقام تعارض
نویسندگان
1 دانشآموختة سطح دو، حوزة علمیة قم، ایران
2 گروه فلسفه و کلام، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، قم، ایران
doi
10.22059/jorr.2024.371769.1009424چکیده
تعارض یکی از موضوعات مبتلابه در روند استنباط فقهی است و مبانی مختلف در شیوة حل تعارض میان ادلّة شرعی و ریزموضوعات آن تأثیر بسزایی در اختلاف فتوای مجتهدان دارد. یکی از ریزموضوعات در حوزة علاج تعارض اعتبارسنجی مرجّحات در این حوزه است. رویة قابل توجه در میان فقها ترجیح و مقدّم داشتن روایتی است که مشتمل بر ذکر تعلیل باشد. البته ترجیح روایت معلّل مخالفانی هم میان اندیشمندان فقهی و اصولی دارد. با توجه به اهمیت مسئلة تعارض و کاربرد فراوان این نوع ترجیح، این نوشتار با روش تحلیلیـ توصیفی بررسی ترجیح روایات معلّل را هدفگذاری کرده است. این پژوهش با پیشفرض جواز گذار به مرجّحات غیرمنصوصه به بررسی اصطلاح، اعتبار، کیفیّت، و شرط ترجیح روایات معلّل پرداخته و سپس با جستوجو در کلمات موافقان و مخالفان این ترجیح ادلّة ایشان را استخراج و بررسی کرده است. موافقان این ترجیح به اقوائیّت ظهور روایت معلّل نسبت به روایت خالی از تعلیل و ظنّ بیشتر به صدور آن استناد کردهاند. در مقابل، مستمسک مخالفان نیز عدم پذیرش اقوائیّت ظهور و فقدان دلیل بر اعتبار چنین ترجیحی است. صرفنظر از اینکه ترجیح اخبار معلّل در مقام تعارض رویة عملی مشهور فقها است، به نظر میرسد این نوع ترجیح با یک شرط قابل پذیرش است و آن اینکه تعلیل بیانشده در خبر عقلایی باشد و تعبّدی نباشد.