دستورالعمل مدیریت دانش در دستگاه‌های اجرایی: چون و چرای یک راه دراز

نویسندگان

1 استاد، گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.22091/stim.2021.1886
چکیده

به دنبال طرح لزوم مدیریت دانش در ساختارهای سازمانی و گذشت بیش از 50 سال از آغاز گفتمان مدیریت دانش در سازمان‌های بخش دولتی و خصوصی جهان و حدود 20 سال از اولین زمزمه‌های مدیریت دانش در ادبیات علمی کشور، با ابلاغ مصوبه مدیریت دانش در دستگاه‌های اجرایی در دی ماه 1399، سازمان‌های دولتی با یک تکلیف جدید و سپهری دیر آشنا، قدم به عرصه سال 1400 گذاشتند. این مصوبه برای مدت زمان طولانی سپهر دستگاه‌های اجرایی را با مفاهیم مرتبط با مدیریت دانش عجین خواهد کرد. جنبه‌های مثبت بالقوه فراوانی در این مصوبه از منظر توجه به دارایی‌های دانشی و انتقال تجربیات و درس‌آموخته‌ها در طول و عرض فرایندهای سازمانی و ارتباطات بیناسازمانی وجود دارد. تبدیل این نکات قوت بالقوه به مزیت‌های بالفعل به بالندگی محیط‌های سازمانی دستگاه‌های اجرایی، ارتقای بهره‌وری و رضایت ارباب رجوع و کاهش خطاهای تکراری و توسعه نوآوری کمک می‌کند. تحقق این مزیت‌ها نیازمند برنامه‌ریزی دقیق، بهره‌گیری از خرد جمعی، توانمندی‌های مراکز علمی و مشارکت کارکنان و ذی‌نفعان دستگاه‌ها است. قلب تپنده این فرایند، تبدیل از بالقوه به بالفعل، توجه و بهره‌مندی از شایستگی‌های متخصصان مدیریت دانش است که سالیان سال توسط دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی تراز اول کشور تربیت شده و آماده به کارگیری هستند. در این نوشتار، ضمن تبیین مصوبه، چالش‌های پیش روی دستگاه‌ها نیز تدقیق و راهکارهایی ارائه شده است.