چالشهای اثربخشی تحقیقات در علوم انسانی و اجتماعی در ایران: تحلیلی داده بنیاد
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت آموزش عالی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران.
2 استاد، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری مطالعات در آموزش، دانشگاه مکگیل، مونترال، کانادا
doi
10.22091/stim.2020.5770.1415چکیده
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی چالشهای دستیابی تحقیقات علوم انسانی و اجتماعی به اثربخشی در کشور است. به همین منظور، چالشها نه تنها از دیدگاه افراد دخیل در حوزه پژوهش، بلکه از دیدگاه کاربران بالقوه نتایج تحقیقات مورد بررسی قرار گرفتند. روششناسی: این پژوهش کیفی و دارای رویکردی تفسیرگرایانه است. مشارکتکنندگان شامل محققان حوزههای علوم انسانی و اجتماعی، مدیران حوزه پژوهش و نمایندگان سازمانهایی بودند که نقش اصلی را در تولید علم و یا بهکارگیری نتایج تحقیقات به عهده داشتند. انتخاب مشارکتکنندگان بر مبنای نمونهگیری زنجیرهای بود و مصاحبهها با 16 مشارکتکننده انجام شد. دادههای پژوهش از طریق مصاحبه نیمهساختار یافته جمعآوری گردید. تحلیل دادهها نیز از طریق روش دادهبنیاد انجام و سپس نظریه نهایی پژوهش ارائه شد. نتایج:با تحلیل دادههای جمعآوری شده، در مرحله کدگذاری باز، تعداد 59 کد از محتوای مصاحبهها استخراج گردید و در ادامه فرآیند تحلیل دادهها از طریق کدگذاری محوری، دستهها در قالب هشت مفهوم انتزاعیتر طبقهبندی شدند. در نهایت، این مفاهیم در شش دسته مقوله هسته، شرایط علّی، شرایط زمینهای، شرایط مداخلهگر، راهبردها و پیامدها دستهبندی گردیدند. نتیجهگیری: مدل ارائه شده در این پژوهش مشخص میکند که مانع بنیادین در دستیابی پژوهشهای علوم انسانی و اجتماعی به اثربخشی در جامعه، عدم بهکارگیری تعریفی مناسب از انتقال دانش برای نتایج علوم انسانی و اجتماعی میباشد. تعاریف و ساختارهای انتقال دانش در حال حاضر در دانشگاهها با ویژگیهای نتایج تحقیقات در این حوزهها هماهنگ نبوده و همچنین مشوقها و حمایتهای معناداری را ارائه نمیدهند.