ارائه الگوی همآفرینی ارزش مبتنی بر سرمایه اجتماعی سبز (مورد مطالعه: کسب و کارهای خانوادگی)
نویسندگان
1 گروه مدیریت بازرگانی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استادیار گروه مدیریت منابع انسانی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 دانشیار، گروه مدیریت بازرگانی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22077/jgdms.2024.7502.1119چکیده
این مطالعه با هدف ارائه الگوی همآفرینی ارزش مبتنی بر سرمایه اجتماعی سبز انجام شده است. تحقیق حاضر از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر نوع روش، و از لحاظ روش جمع آوری داده ها روش تحقیق آمیخته محسوب می گردد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 15 نفر از خبرگان اعم از اساتید دانشگاه، مدیران کارشناسان فروش شرکتهای صنعت چرم بوده که بر اساس رسیدن به اشباع نظری تعیین شد. جامعه آماری در بخش کمی شامل کارکنان شرکتهای فعال در صنعت چرم و نمایندگان فعال شرکتهای برندهای چرم که دفتر مرکزیشان در شهر تهران به تعداد 4000 نفر است که از این میان نمونهای متشکل از 384 نفر انتخاب شده است. ابزار اصلی گردآوری دادهها در بخش میدانی شامل مصاحبه نیمهساختاریافته در بخش کیفی و پرسشنامه محقق ساخته به تعداد 42 گویه مبتنی بر طیف پنج درجه لیکرت (در بخش کمی) تنظیم شده است. جهت تحلیل دادهها در بخش کیفی از روش دادهبنیاد استفاده شده است؛ و نهایتا برای آزمون فرضیات از تکنیک مدلیابی معادلات ساختاری و نرم افزار اسمارت پی. ال اس استفاده شده است. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل کیفی، نگرانی زیستمحیطی جامعه و ارتباطات بهعنوان شرایط علی؛ عوامل اقتصادی و فرهنگ برند سبز بهعنوان مقولههای زمینهای، مدیریت بازاریابی سبز و بازارگرایی بهعنوان شرایط مداخلهگر، سرمایه اجتماعی سبز بهعنوان پدیدههای محوری، جهتگیری سبز، حفظ ارزش برند، برند اشتراکی، و برند احساسی بهعنوان راهبردها و وفاداری فعال، طنین برند و معنای برند بهعنوان مهمترین پیامدهای همآفرینی ارزش مبتنی بر سرمایه اجتماعی سبز در برندسازی خانوادگی شناسایی شدند. نتایج بخش کمی ضمن تایید فرضیههای تحقیق نشان داد که مدل پیشنهادی از اعتبار مناسبی برخوردار است. نگرانی زیستمحیطی و ارتباطات بر سرمایه اجتماعی سبز تاثیر مثبت و معناداری دارد؛ فرهنگ برند سبز، عوامل اقتصادی، سرمایه اجتماعی سبز، بازاریابی سبز و بازارگرایی بر راهبردهای هم آفرینی ارزش تاثیر مثبت و معناداری دارد؛ و راهبردها نیز تاثیر مثبت و معناداری بر وفاداری برند، طنین برند و معنای برند دارد. با توجه به یافتهها، اینگونه استنباط میشود که از آنجا که همآفرینی ارزش مبتنی بر روابط دوطرفه بین شرکت و مشتریان است، تجمیع سرمایه اجتماعی به تقویت این روابط و نهایتا همآفرینی ارزش برند کمک زیادی میکند.