مصداق و مفهوم «ارتداد» در قرآن در اندیشۀ مفسّران فریقین
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای مدرسی معارف اسلامی، شعبۀ تهران، دانشگاه قرآن و حدیث، تهران، ایران
2 گروه قرآن و حدیث، دانشکدة علوم انسانی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران
doi
10.22059/jorr.2023.354925.1009260چکیده
عالمان اسلامی همواره بر سر تبیین دایرۀ مفهومی «ارتداد» و تعیین مصادیقِ آن با یکدیگر اختلافنظر داشتهاند. نگاهی به تفاسیر فریقین نشان از آن دارد که مفسّران در تبیین آرای خویش در زمینۀ احکام مربوط به ارتداد و شخص مرتدّ بر سه مبنای «آیات قرآن»، «روایات»، و گاه «پیشینۀ تاریخی ارتداد» تکیه داشتهاند. بخشی از دستاوردهای پژوهش پیش رو نشان از آن دارد که گسترۀ مفهومی واژۀ «ارتداد» در قرآن کریم عامتر از مفهوم و کاربستِ فقهی آن بوده است. سیاق و ترکیب عبارات مرتبط با این موضوع با تکیه بر «قیود شرط» جنبة حُکمی یافته است؛ از این رو، پارهای از مفسّران، با استناد به «اطلاقات ادلّۀ توبه»، بر این باورند که توبۀ مرتدّ مطلقاً مجاز است؛ اعم از آنکه ارتداد فطری باشد یا ملّی یا آنکه مرتدّ مرد باشد یا زن یا آنکه «کفر» با نیّت و نیز گفتار کفرآمیز روی داده باشد یا با کاری مستلزمِ کفر. «ارتداد» در قرآن کریم و احادیث و سیرۀ معصومان(ع) صرفاً به معنایِ بازگشت از دین و تغییر عقیده نیست، بلکه «مرتدّ» کسی است که پس از پذیرشِ آگاهانۀ دین از روی لجاجت و عناد و به قصدِ ضربه زدن به دین به انکار «حق» روی آوَرَد و الوهیّت خداوند یا رسالت نبی اسلام(ص) را برنتابد. خاستگاهِ اصلی اختلاف در صدور حکم «ارتداد» دو عامل «اختلاف مبنایی» و نیز «شیوۀ استنباط از آیات» است.