ارائه یک مدل تصمیمگیری برای امهال مطالبات ناشی از تسهیلات غیرجاری بانکها در قالب عقود اسلامی
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی، دانشکده مهندسی صنایع و سیستمها، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد، مهندسی مالی، دانشکده مهندسی صنایع و سیستمها، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.30497/ifr.2025.246766.1904چکیده
مقدمه و هدف: افزایش مطالبات غیرجاری (NPLs) چالش جدی برای ثبات نظام بانکی کشور است. این مقاله مدلی برای تصمیمگیری درباره امهال مطالبات بانکی در چارچوب دستورالعمل بانک مرکزی (مصوب مرداد ماه 1398) ارائه میدهد. هدف، ارائه چارچوبی ساختاریافته و مبتنیبر داده برای مؤسسات اعتباری ایران جهت تصمیمگیری در مورد امهال، با در نظر گرفتن معیارهای مالی و عملیاتی و با تمرکز ویژه بر صنعت کاشی و سرامیک به منظور تسهیل احیای واحدهای تولیدی دچار مشکل است.مواد و روشها: در این مقاله از روش دلفی و مصاحبه با 8 خبره بانکی برای تعیین و دستهبندی معیارها (اولیه، عمومی، خاص صنعت) استفاده شد. مدل سه ماژول دارد: ارزیابی صلاحیت متقاضی، تعیین روش امهال (با معیارهای وزنی) و انتخاب عقد جدید اسلامی (در صورت نیاز به تبدیل). از پرسشنامه لیکرت برای وزندهی معیارها و آزمون آلفای کرونباخ برای پایایی دادهها استفاده شد. مدل امتیازدهی وزنی با الهام از مدلهای پیشبینی شکست در اکسل توسعه یافت و با دادههای شرکتهای کاشی و سرامیک بررسی شد.یافتههای تحقیق: مدل تصمیمگیری شامل سه ماژول است. ماژول اول صلاحیت متقاضی برای ورود به فرایند امهال را مشخص میکند. ماژول دوم وضعیت عملکرد و سودآوری شرکت را با استفاده از معیارهایی نظیر حاشیه سود عملیاتی، نسبت فروش به داراییها، میزان حصه جاری و نسبت سرمایهگذاری بلندمدت به دارایی موردبررسی قرار میدهد و تمرکز اصلی آن بر وصول مطالبات بانک است. این ماژول به شناسایی روش امهال از بین روشهای تقسیط مجدد، تمدید، تجدید یا تبدیل قرارداد کمک میکند. درصورتیکه نتیجه ماژول دوم، فسخ یا اقاله قرارداد فعلی و نیاز به تبدیل قرارداد باشد، ماژول سوم با استفاده از معیارهایی مانند دوره وصول مطالبات، نسبت صادرات بهکل فروش، کیفیت و تنوع محصولات، سفارشها و پیشپرداختها و نسبت بهای تمامشده به فروش به انتخاب نوع عقد جدید از بین عقود خرید دین، اجاره بهشرط تملیک، سلف و فروش اقساطی با اولویتبندی امتیاز آنها کمک میکند. این مدل با استفاده از اطلاعات مربوط به معیارهای مالی در مورد شرکت متقاضی امهال، عقد مناسب برای تبدیل قرارداد را پیشنهاد میدهد. مدل رویکردی ساختاریافته و مبتنیبر داده برای ارزیابی گزینههای امهال ارائه میدهد.بحث و نتیجهگیری: این مدل اولین تلاش تحقیقاتی برای چالش بانکهای ایرانی در مواجهه با امهال مطالبات غیرجاری با تمرکز بر صنعت کاشی و سرامیک است. تمرکز بر یک صنعت خاص، دقت مدل را بالا میبرد اما کاربرد آن را می تواند محدود کند. برای کاربردی بودن مدل، رعایت دستورالعمل بانک مرکزی ضروری بود. وزندهی خبرگان در این مدل بر نتایج تاثیر می گذارد. البته، نبود پایگاه داده جامع، اتکا به نظرات خبرگان را ضروری میساخت. تحقیقات آتی می تواند جزئیات بیشتر قرارداد، بهکارگیری هوش مصنوعی و گسترش مدل به صنایع دیگر را مورد بررسی قرار دهد.