اثر تغییر کاربری اراضی بر اثربخشی فرایندی در سیستم راهبردی منابع خاک میاندورود مازندران
نویسندگان
1 مدرس دانشگاه
2 استادیارگروه مدیریت، واحد میانه، دانشگاه آزاد اسلامی، میانه، ایران
3 علوم خاک/واحد میانه/ دانشگاه آزاد اسلامی/ میانه/ ایران
4 گروه زراعت و اصلاح نباتات، واحد میانه، دانشگاه آزاد اسلامی، میانه، ایران
doi
10.22069/jwsc.2021.18323.3393چکیده
سابقه و هدف: روند افزایش جمعیت شهری، روستایی و اثر رقابت خانوارها در تأمین نیازهای پایه زندگی، سبب شده تا مصرف منابع مختلف از جمله میاندورود مازندران رشد شتابان به خود گیرند. در چنین فضای رقابتی، منابع زمینهای زراعی دستخوش تغییر شده بطوریکه، دامنه این نیازهای انسانی به منابع، منجر به تغییر کاربری اراضی و به دنبال آن، افزایش فرسایندگی و کاهش منابع تجدیدپذیر در منطقه هدف پژوهش گردیده است. در همین راستا، سوابق پژوهشهای جهانی مرتبط با تغییر کاربری اراضی، نتایج حدوداً یکسانی را مبنی بر کاهش کمی و کیفی خاکهای زراعی و افزایش فرسایش منابع خاکی، اشاره داشتهاند. لذا، هدف از این پژوهش راهبردی، نشانه به روند تغییر کاربری اراضی مرسوم بر کاستیهای اثربخشی-های فرایندی بوده و سبب پایداری خاکهای زیر کشت، توسعه اشتغال دوسویه و افزایش بهرهوری سیستمهای زراعی منطقه میاندورود میگردند.مواد و روشها: منطقه میاندورود، به دلیل برخورداری از ساختار تمدن طبیعی و منطقه ویژه کشاورزی، این مطالعه پژوهشی در این منطقه راهبردی صورت پذیرفت. وسعت کل این منطقه 483 کیلومتر مربع، که حدود زمینهای دایر آن، 33530 هکتار میباشد. این پژوهش، که از نوع مطالعات توصیفی- تحلیلی و با رویکرد میدانی(پیمایشی)، و جامعه آماری آن مؤلفههای درون و برون سیستمی منطقه (قوت - ضعف و فرصت - تهدید)، و اطلاعات مؤلفههای مهم خاک میباشند. از اینرو، مدل انتخابی برای این هدف راهبردی، (WOTS-UP Analysis) و زیر مجموعههای آن است. برای تحلیل و نتیجهگیری به ترتیب؛ از برنامه اکسل، جدول ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمی و برنامه هوشمند ونسیم، برای تصمیم گیری استفاده گردید. و برای رتبهبندی مؤلفههای داخلی و خارجی، از تجربه و تفکر استراتژیستی و مشورت با کارشناسان خبره منطقه(به صورت پیمایشی)، کمک گرفته شد.یافتهها: با توجه به روند تغییر کاربری اراضی و افزایش خردهمالکین در منطقه، میزان درصد اثربخشیهای فرایندی 97/33 % بسیار پایین نشان داده است. در نتیجه با پایین بودن اثربخشی فرایندی، میزان مؤلفههای تحت تأثیر نظیر؛ کاهش در صد کربن آلی خاک از 7/2 به 56/0، مقدار فسفر قابل استفاده خاکهای منطقه از 3/56 به 4/6 میلیگرم برکیلوگرم، مقدارپتاسیم قابل جذب از 301 به 117 میلیگرم بر کیلوگرم، مقدار گوگرد قابل جذب از 1/29 به 5/20 میلیگرم بر کیلوگرم، افزایش pH خاکهای منطقه دشت از 6/6 به 9/7، و افزایش تدریجی هدایت الکتریکی EC، از 9/0 به 0/3، (dS/m) و در نهایت باعث افزایش تراکم منفی فیزیکی در عمق 30- 25 سانتیمتری خاکهای زراعی منطقه در طی یک دهه گذشته شده است.نتیجهگیری: نتایج این پژوهش که با شناسایی مؤلفههای پیشبرنده (نقاط قوت و نقاط فرصت)، و مؤلفههای بازدارندگی (نقاط ضعف و نقاط تهدید)، همراه بوده نشان داد که، تغییر کاربری اراضی در منطقه مورد هدف پژوهش بر خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاکهای اراضی منطقه میاندورود، اثر منفی دارد. و بالعکس، با اجرای سیستم مدیریت راهبردی (انتخاب سناریوی 3) میتوان، در پایداری خاکهای زراعی، توسعه اشتغال دوسویه، کاهش نرخ بیکاری، اثربخشی در بهرهوری خاک-های زراعی مؤثر واقع شد.