تقاضای پول و حقالضرب در ایران: 86-1342
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناس ارشد رشته اقتصاد دانشگاه آزاد اسلامی مرکز علوم و تحقیقات
2 دکترای اقتصاد، دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران
doi
چکیده
در ایران، بهدلیل ضعف توسعۀ بازارهای مالی داخلی، فقدان یک نظام مالیاتگیری کارا و وجود محدودیت هایی برای استقراض خارجی، طی دهههای گذشته، کسری بودجه دولت عمدتاً یا از طریق استقراض از بانک مرکزی و یا از طریق فروش دلارهای نفتی به بانک مرکزی تأمین می شده است و هر دو روش، منجر به افزایش پایه پولی یا پول پرقدرت شده و طی آن، نرخ تورم افزایش یافته است. افزایش تورم، از یک طرف، قدرت خرید پول جامعه را کاهش داده و از طرف دیگر، باعث ایجاد درآمد از طریق حقالضرب برای دولت شده است. هدف این مقاله، بررسی و تحلیل حقالضرب از طریق برآورد تابع تقاضای پول در ایران است. برای تخمین مدل از تکنیک همجمعی یوهانسن – جسیلیوس استفاده و با به کارگیری داده های آماری دورة 86-1342، مدل تجربی تخمین زده می شود. نتایج تخمین تابع تقاضای پول سرانه در ایران حاکی از آن است که شبه کشش بلندمدت تورم، منفی 59/5 و کشش بلندمدت تولید ناخالص داخلی سرانه، مثبت 36/2 میباشد. بعد از اولین تکانه نفتی، نرخ تورم حداکثرکننده حقالضرب - بجز در دوران جنگ - از نرخ تورم تحقق یافته کمتر است. بر این اساس، نتایج مؤید این است که اقتصاد کشور عمدتاً در قسمت نامطلوب منحنی لافر قرار دارد. شایان ذکر است، نتایج این تحقیق صرف نظر از اینکه انتظارات بهصورت تطبیقی و یا عقلایی شکل گیرد، معتبر است.