نگرش فقهی به مفهوم حق؛ از آغاز تاکنون
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 استادیار، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22059/jorr.2021.310302.1008934چکیده
چالشهای ناظر بر فهم «حق»، نشان از این مطلب دارد که «حق» مفهومی مجمل است؛ بهگونهای که بیشترین سوءاستفادهها و سوءبرداشتها در فضای تاریخی و مدنی، متأثر از این مفهوم صورت پذیرفته است. مسئلۀ این مقاله، تحلیل قرائت فقها از مفهوم حق و نیز بررسی این مفهوم در مذاهب و رویکردهای مختلف فقهی است تا بتوان به اثر مفهوم حق در تکوین دولت دینی و نیز گسترۀ اختیارات آن نسبت به حقهای شهروندان رسید. اهمیت و ضرورت این نوشته نیز از آنروست که مطالبات سیاسی-اجتماعی و نیز مشروعیت تشکیل و استمرار حکومت دینی ارتباط مؤثری با نوع برداشت از مفهوم حق و توسعۀ مفهوم «آزادی» و تغییر آن از معنای «رهایی و زدودن رذایل درونی» به «آزادی از موانع رسمی و غیررسمی بیرونی» دارد و ضروری است بهعنوان مبنای همۀ حقهای شهروندی در فقه سیاسی، نخست به تبیین مفهوم حق اهتمام داشت. از نتایج نوشتۀ پیشرو که مبتنی بر روش توصیفی-تحلیلی نگاشته شده است، میتوان به مبانی و تکوین برداشتهای فقهی از مفهوم حق و دگردیسی در آن (به معنای تغییر در ابزارها و فرایند استنباط حق) دست یافت؛ از جمله چهار نظریۀ «العادة»، «تولید»، «حقالطاعة» و «اعتبار قانونی». همچنین اثبات «نسبت مؤثر مفهوم حق بر ساخت دولت و نیز حوزۀ صلاحیتهای دولت دینی در تصرفات نسبت به مردم» از جمله دیگر نتایج این نوشته است.