هوش مصنوعی و بازتعریف روابط جهانی در نظم بینالمللی نوین
نویسندگان
1 دانشیار گروه روابط بینالملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
2 دانشجوی کارشناسی ارشد گروه روابط بینالملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامهطباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.22054/jrgr.2026.90232.1130چکیده
امروزه هوش مصنوعی بهعنوان پیشران انقلاب صنعتی چهارم شناخته میشود. با ظهور این فناوری سبک زندگی فردی تا مباحث و مشکلات کلان جامعه دچار تغییرات عظیم شده است. این فناوری حتی پا را از این فراتر نهاده و به ابزاری برای رقابت کشورها جهت کسب قدرت بیشتر شده و تحولات اساسی در میان روابط بین کشورها ایجاد کرده است. این پژوهش به بررسی نقش هوش مصنوعی در بازتعریف روابط جهانی در نظم بینالمللی نوین و همچنین فرصتها و چالشهای پیشرو میپردازد. سؤال پژوهش حاضر این است که هوش مصنوعی از طریق چه سازوکارهایی موجب گذار از روابط بینالملل دولتمحور به روابط جهانی چند سطحی شده است؟ فرضیه مقاله این است که: هوش مصنوعی با بازتعریف مفاهیم قدرت، عاملیت و کنشگری و با تضعیف انحصار دولتها در روابط بینالملل موجب گذار از روابط بینالملل دولتمحور به روابط جهانی چند سطحی شده است. یافتههای مقاله حاکی از آن است که در حوزه روابط اقتصادی هوش مصنوعی به ابزار شکاف قدرت میان کشورهای توسعهیافته و درحالتوسعه تبدیل شده است، در حوزه روابط سیاسی این فناوری قابلیت گسترش ارتباطات دیپلماتیک میان کشورها را دارد همچنین قادر است وقوع رخدادهای سیاسی را تا چند روز قبل از وقوع پیشبینی کند این منجر به بازتعریف مفاهیم قدرت و اقتدار در عصر آینده خواهد شد. در حوزه روابط فرهنگی هوش مصنوعی قابلیت گستردهای در آموزش زبان و فهم تنوع فرهنگی در میان کاربران کشورهای مختلف دارد و تبدیل به ابزاری در جهت تسهیل گسترش دیپلماسی فرهنگی کشورهای مختلف شده است. در حوزه روابط امنیتی هوش مصنوعی به ابزار رقابت راهبردی میان کشورهای مختلف تبدیل شده و ایجاد تحولی عمیق در نظم بینالمللی جدید را نوید میدهد. روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی بوده و دادهها به روش اسنادی-آرشیوی گردآوری شده است.