بازخیزش چین و سیاست نگاه به شرق هند
نویسندگان
1 دانشیار روابط بین الملل، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.22054/jrgr.2025.78929.1077چکیده
باز خیزش و احیای مجدد چین، اهمیت یک پهنه ژئوپلیتیک جدید، یعنی پهنهای که از دریای جنوبی چین تا اقیانوس هند و شرق آفریقا کشش و امتداد مییابد را در مرکز ثقل نظم سازی منطقهای و بینالمللی قرار داده است. این پهنه یک پهنه « آبی » است و یقیناً تسلط هرکدام از قدرتهای بزرگ و منطقهای بر این پهنه میتواند نقش مهمی در چگونگی شکلدهی به آینده این نظم داشته باشد. چین به منظور گریز از ذهنیت یک بازیگر «قربانی» و همچنین گریز از «خفگی ژئوپلیتیکی» پس از تقریباً 500 سال تمرکز بر خشکی، بهتدریج در حال «برونگرایی» بیشتر و کشش قدرت و نفوذ خود به مناطق مجاور به خصوص جنوب آسیا و اقیانوس هند است. وجود چنین «تمنای راهبردی» از سوی چین، نهتنها نظم آسیایی و آینده آن را در یک نقطه جدید " ابهام" و "عدم قطعیت" قرار داده بلکه همچنین به افزایش اصطکاک میان این کشور و هند به عنوان قدرت مستقر در منطقه جنوب آسیا و اقیانوس هند نیز منجر شده است. این مقاله تلاش دارد تا با کنکاش در تاریخ تقریباً 70 ساله اخیر برخی تحولات راهبردی در هند به خصوص تأکید بر ساخت و تداوم مفهوم "سیاست نگاه به شرق" در سال 1992 تاکنون و تبدیل آن به سیاست "شرقگرایی فعال" در سال 2014، امکان فهم و ادراک هرچه بهتر رقابتهای موجود میان قدرتها و بازیگران آسیایی، تکامل سیاستها و راهبردهای مهار آنها در برابر یکدیگر و همچنین چگونگی و جهت نظم آینده آسیایی را مورد مداقه و دقت نظر قرار داده و بیان دارد که فرایند باز خیزش چین و واکنشهای هند به این فرایند، ماهیت سیاست نگاه به شرق هند را از یک ماهیت اقتصادی به یک ماهیت امنیتی-استراتژیک تبدیل کرده است و همچنین مفهوم بنیادین سیاست خارجی و امنیتی هند یعنی مفهوم «استقلال استراتژیک» را به خصوص از طریق تنیدگی هر چه بیشتر این کشور در استراتژی هند–آرام ایالاتمتحده آمریکا مورد پرسش و ارزیابی مجدد قرار داده است.