مطالعۀ تحلیلی و تطبیقی احاله در حقوق موضوعه و حقوق اسلام
نویسندگان
1 دانشیار گروه حقوق پژوهشکده علوم اسلامی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
doi
10.22059/jorr.2021.319472.1009040چکیده
در پارهای از دعاوی مربوط به حقوق بینالملل خصوصی، قاضی باید براساس سیستم حقوقی خارجی رسیدگی کند، اما گاه سیستم خارجی مزبور، قانون خود را برای حکومت بر موضوع آن دعوا صالح نمیداند و به قانون دیگری ارجاع میدهد و مسئلۀ «احاله» را پدید میآورد. کتابها و مقالههایی که احاله را مورد بحث قرار دادهاند، بیشتر با شرح مواد قانونی مربوط به احاله، و احیاناً با نقل و نقد دیدگاههای مختلف در خصوص پذیرش یا رد احاله در فضای حقوق موضوعه، به پرسش مذکور پاسخ گفتهاند، اما این پرسش هم وجود دارد که آیا در فقه و حقوق اسلامی مسئلۀ احاله مطرح شده و با فرض مطرح بودن، آیا بهصورت مطلق یا نسبی پذیرفته یا رد شده است؟ با توجه به اینکه بررسی پیشینۀ موضوع نشان میدهد که مقاله و کتابی به زبان فارسی و عربی در این خصوص وجود ندارد، ضرورت و اهمیت پرداختن به این بحث، آشکار میشود. این مقال در تلاش برای در یافت پاسخ صحیح این پرسش، با تحلیل منطقی احاله (کیفیت و منشأ صلاحیت قانون خارجی) در حقوق عرفی و عرضه و تطبیق آن با فقه و حقوق اسلامی، در نهایت، به این دیدگاه تفصیلی میرسد که در فقه و حقوق اسلامی، اگر اجرای قانون خارجی (غیراسلامی) موضوعیت نداشته باشد، احاله پذیرفتنی است و اگر موضوعیت داشته باشد، پذیرفتنی نخواهد بود.