ارزیابی قابلیت مدیریت دانش و بهبود آن با استفاده از روش تصمیمگیری ترکیبی فازی (مطالعه موردی: شرکت صنام)
نویسندگان
1 استادیار، گروه مهندسی صنایع، دانشکدۀ مهندسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد سمنان، سمنان، ایران
2 دانشجوی دکتری، مدیریت صنعتی، گروه مدیریت، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
doi
10.22091/stim.2019.1413چکیده
هدف پژوهش: هدف از این پژوهش ارائه روشی جهت ارزیابی قابلیت مدیریت دانش براساس روش گلد-زیرساختی(تکنولوژی، ساختار، فرهنگ) و فرآیندی(فراگیری، تبدیل، کاربرد و حفاظت) با بهرهگیری از روش تصمیمگیری چندمعیاره فازی چانگ و وانگ (2009) و روش درک و فهم خروجی آن در قالب متغیرهای کلامی لطفیزاده با بررسی کاربردی شرکت صنام بود. روششناسی: درپژوهش حاضر دادهها به صورت کیفی و کمی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. دادههای کیفی از طریق مصاحبه با گروههای مرجع، متخصصین، خبرگان و افراد درگیر با مدیریت دانش و دادههای کمی نیز از طریق پرسشنامه حاصل گردآوری شده و سپس با استفاده از مدل غربالسازی فازی و مفاهیمی از جمله اعداد فازی مثلثی و رویکرد زبانی فازی تلاش شد روشی برای اندازهگیری و تحلیل قابلیت مدیریت دانش در سازمان ارائه شود. یافتهها: نتایج تحقیق نشان داد که مدیران با بهرهگیری از روش روش تصمیمگیری ترکیبی فازیمیتوانند قابلیت مدیریت دانش در سازمانها را ارزیابی کرده و سپس وضعیت مطلوب را تعیین و با اولویتبندی معیارها به سوی آن حرکت کنند. همچنین تصمیمگیران شرکت صنام میبایست معیارهای حفاظت و تبدیل را در اولویت برنامهریزی خود قرار داده و سایر معیارهای کاربرد، تکنولوژی، فرهنگ وساختار را به ترتیب در اولویتهای بعدی جهت بهبود مدیریت دانش قرار دهند.