تئوریزه کردن مبانی نظریۀ اقتصاد مقاومتی، به عنوان نظریۀ اقتصادی انقلاب اسلامی، بر اساس نظریۀ همپایی فنّاورانه (مطالعۀ چند موردی: کرۀ جنوبی، چین و ایران)
نویسندگان
1 دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشگاه صنعتی امیرکبیر
doi
20.1001.1.23222573.1400.10.3.9.3چکیده
اقتصاد مقاومتی اکنون به پارادایم حاکم بر فضای سیاستگذاری ایران تبدیل شده، لیکن فقدان نظریهپردازی دربارۀ آن ضعفی جدی بشمار میرود که حاکی از غلفت اندیشمندان دانشگاهی در این زمینه است. چنین غفلتی میتواند پیامدهای نامطلوبی در برونرفت اقتصاد کشور از منبعمحوری و حرکت به سمت اقتصاد مبتنی بر دانش داشته و سیاستگذاری علم، فناوری و نوآوری را در کشور ناکارآمد نماید. هدف پژوهش حاضر، تئوریزه کردن مبانی اقتصاد مقاومتی بر اساس نظریۀ همپایی فنّاورانه است. برای این منظور از روش فرا ترکیب و شواهد تجربی در سه کشور کره جنوبی، چین و ایران استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که ارکان «درونزایی» و «برونگرایی» در اقتصاد مقاومتی با ارکان «تلاشهای بومی برای توسعۀ فنّاوری» و «انتقال بینالمللی فنّاوری» در همپایی فنّاورانه متناظر است. همچنین بین چهار ویژگیِ «شناسایی و به-کارگیری ظرفیتهای علمی، فنّی و اقتصادی»، «ساماندهی نظام ملّی نوآوری»، «حمایت همه جانبه از صادرات کالاها و خدمات» و «دیپلماسی و انتقال فنّاوری» در اقتصاد مقاومتی با چهار ویژگیِ «ظرفیت جذب و توانمندیهای فنّاورانۀ بومی»، «نظامهای ملّی و بخشی نوآوری»، «رشد مبتنی بر صادرات» و «یادگیری و انتقال فنّاوری از منابع برون مرزی» در همپایی فنّاورانه تناظر برقرار است. در مقالۀ حاضر یافتههای مذکور بطور دقیق با موردکاویهای عملی و ارائۀ شواهد تجربی تأیید میشود. در نهایت توصیه میگردد در سیاستگذاریهای مربوطه ضمن بهکارگیریِ توأمِ «تلاشهای بومی برای توسعۀ فنّاوری» و «انتقال بینالمللی فنّاوری »، بر سهمِ در حال افزایشِ تلاشهای بومی تأکید گردد.