رویکرد پسا استعماری و مطالعات بین‌الملل در ایران

نویسندگان

1 استاد روابط بین‌الملل دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22054/jrgr.2023.66008.1024
چکیده

یکی از چالش­‌های چشمگیر متأخر علیه جریان اصلی و حتی انتقادی روابط بین‌­الملل نوشته‌های پسا استعمارگرایان بوده است. پسا استعمارگرایی که به‌عنوان یک جریان انتقادی متأثر از پسا ساختارگرایی و تا حدی آنتونیو گرامشی و نیز تاریخ فرودستان هند در کنار آثار متقدمی چون نوشته‌­های فرانتس فانون و آلبر ممی، نخست در نقد ادبی و سپس در مطالعات اجتماعی ظهور کرده بود، وارد رشته روابط بین­الملل نیز شد اما در مطالعات بین‌­المللی در ایران جایگاهی درخور نیافته است. هدف این مقاله بررسی مساهمت ممکن پسا استعمارگرایی در مطالعات بین‌­الملل در ایران است. می­دانیم که از یک‌سو اروپا محوری حاکم بر رشته مغایر تمایل آن به اتکا بر تجربه‌­های بومی است و از سوی دیگر تا حد زیادی می­توان گفت مطالعات بین‌الملل در ایران عملاً مبتنی بر مفروضاتی اروپا محور است. مقاله نشان می­دهد که چگونه پسا استعمارگرایی با فرا رفتن از تقسیم‌­بندی­های دووجهی که شاخص اندیشه اروپا محور است  و منجر به آن می‌شود که همه‌چیز از امنیت تا قدرت تا تاریخ تا دولت و ... نه‌تنها از نگاه دووجهی نگریسته شود و کارگزاری در همه حوزه­ها به کارگزار غربی محدود شود، فرا می‌­رود و به کارگزاران غیر غربی توجه می‌­کند و بر سرشت هم پیوند همه پدیده­‌ها از جمله خود شرق و غرب تأکید می‌­کند.